فصل اول: گزارشات ترویجی و تخصصی

document شناسایی شبکه همزمان سازی اطلاعات
document آشنایی با استاندارد جهانی کد الکترونیکی محصول
document معرفی تکنولوژی RFID

شناسایی شبکه همزمان سازی اطلاعات

مقدمه

هدف از تهيه مطلب پيش رو، شناسايي شبكه جهاني هم‌زمان‌سازي اطلاعات است كه در بخش اول، تعاريف و اصطلاحات استاندارد GDSN، در بخش دوم، مقدمه‌اي بر GDSN، در بخش سوم نيازها و راه‌حل‌های شبكه جهانی هم‌زمان‌سازی اطلاعات، در بخش چهارم نحوه استفاده از شبكه جهانی هم‌زمان‌سازی اطلاعات و در پايان نتيجه‌گيری ارائه خواهد شد.
بنابراين مجموعه مفاهيم مورد مطالعه در اين سند را می توان به دو دسته كلی تقسيم‌بندی نمود. در بخش اول هدف، آشنايی با ساختار GDSN و در بخش دوم آشنايی با نحوه تعامل با سيستم از ديد كاربران بيرونی است.

1- تعاريف اصطلاحات متداول GSDN

1

1-1 . تعاريف پايه

قلم: يك محصول يا خدمت است كه آگاهي از پيش تعريف شده‌اي از آن مورد نياز است و ممكن است قيمت‌گذاری شود، سفارش داده شود يا برای آن صورت‌حساب صادر شود. اين عمليات در هر نقطه در هر زنجيره تأمين امكان‌پذير است. هر قلم با GTIN مربوط به صورت منحصربه‌فرد شناسايی می‌شود.
نهاد: يك نهاد، محل هر موجوديت فعال قانونی، كاركردی يا فيزيكی در هر نقطه از زنجيره تأمين است كه مي‌توان اطلاعات از پيش تعريف شده‌ای را از آن بازخواني نمود. هر نهاد با GLN مربوط به صورت منحصربه‌فرد شناسايي می‌شود.

1-2  .تعاريف اطلاعات

اطلاعات اصلي: اطلاعات اصلي مجموعه اطلاعاتي است كه به تشريح ويژگي‌ها و ساختارهاي هر قلم يا نهاد درگير در فرايندهاي زنجيره تأمين مي‌پردازد. هر مجموعه را مي‌توان به طور يكتا به كمك GTIN براي اقلام و GLN براي نهادها شناخت. اطلاعات اصلي را به دو دسته اطلاعات اصلي مستقل و وابسته تقسيم‌بندي مي‌شوند. اطلاعات اصلي بستر سيستم‌هاي اطلاعاتي کسب‌وکار را شكل مي‌دهد.
اطلاعات اصلي مستقل: آن بخش از اطلاعات اصلي است كه ميان نهادهاي متعدد به اشتراك گذارده می‌شود و مبتني بر رابطه خاصي تعريف نشده است. مثال: GTIN، شرح قلم،‌ اندازه‌گيري‌ها، قيمت‌ها، GLN و نشاني‌ها. بسياري از مخازن اطلاعات تنها به تبادل اطلاعات اصلي مستقل مي‌پردازند.
اطلاعات اصلي وابسته: آن بخش از اطلاعات اصلي است كه مورد توافق دو شريك تجاري قرار گرفته است و مبتني بر روابط فی‌مابین تعريف می‌شود. مثال: شرايط بازاريابي، تخفيف‌هاي قيمت و توافقات لجستيكي.

1-3 . تعاريف موجوديت‌ها

منبع اطلاعات: نهادي است كه به ارائه اطلاعات اصلي به گروهي از شركاي تجاري مي‌پردازد. اين نهاد متولي رسمي اطلاعات است و مسئوليت به‌روزآوری اطلاعات هر قلم يا نهاد تحت پوشش را بر عهده دارد. به منبع اطلاعات «ناشر» نيز اطلاق می‌شود. سازندگان و تأمين‌كنندگان از مصاديق منابع اطلاعات هستند.
دریافت‌کننده نهايي اطلاعات: نهاد مجاز به مشاهده، استفاده و ذخيره اطلاعات اصلي ارائه شده توسط يك منبع اطلاعات است. اين نهاد مجاز به روزآمدسازي اطلاعات اصلي در يك مخزن اطلاعات عمومي نيست. به اين نهاد «مشترك» نيز اطلاق می‌شود.
مخزن اطلاعات: منبع الكترونيكي دريافت، نگهداري و تبادل اطلاعات اقلام و نهادها در قالب استاندارد است. شركاي تجاري مختلف با بهره‌گيري از اين مخزن اطلاعات اصلي بانك‌هاي اطلاعات داخلي خود را همزمان مي‌سازند.
مخزن اطلاعات مرجع: مخزن اطلاعات منتخب منبع اطلاعات يا دریافت‌کننده اطلاعات است. منبع اطلاعات، اطلاعات خود را در اين مخزن منتشر مي‌كند تا دسترسي دریافت‌کننده نهايي فراهم شود. دریافت‌کننده نهايي اطلاعات اصلي را از طريق مخزن اطلاعات مرجع خود دريافت مي‌كند. مخزن اطلاعات مرجع مي‌تواند ملي،‌ منطقه‌اي يا محلي باشد. اين مخزن پياده‌سازي مفهوم «نقطه يگانه ورود» را ميسر مي‌سازد.
مرجع ثبت جهاني: اين مرجع پرونده جهاني ثبت اقلام و نهادها است كه تنها اطلاعات معتبر و منطبق با استاندارد را ثبت مي‌كند. كاركرد اين مرجع نظير يك دفترچه تلفن،‌ مخازن اطلاعات در جستجوي اطلاعات را به مخازن اطلاعات حاوي اطلاعات اصلي راهنمايي مي‌كند. عمل ثبت اطلاعات در مرجع به لحاظ منطقي متمركز اما به لحاظ فيزيكي ممكن است توزيع شده باشد. (غيرمتمركز)

1-4 .تعاريف فرايندها و كاركردها

تعاملات درون‌شبکه‌ای: به منظور فراهم‌آوري اطلاعات اصلي مورد نياز كاربران در قالبي استاندارد و شيوه‌اي شفاف مخازن اطلاعات و مرجع ثبت جهاني با اتصال با يكديگر مخزن اطلاعات منطقي واحدي را ايجاد مي‌كنند. با اين مفهوم Interoperability اطلاق می‌شود. (به صورت فيزيكي جدا و به صورت منطقي يكپارچه)
هم‌زمان‌سازی اطلاعات اصلي: توزيع به موقع و تحت نظارت اطلاعات اصلي استاندارد و مورد تأیید از منبع اطلاعات به دریافت‌کننده نهايي اين اطلاعات است. اين فرايند پيش‌نياز مفهوم «تجارت الكترونيكي آسان» است. هم‌زمان‌سازی مبتني بر استانداردهاي كدينگ GS1 در سراسر زنجيره تأمين حاصل می‌شود. اين فرايند زماني كامل تلقي می‌شود كه پيام دريافتي مبني بر تأیید دريافت اطلاعات توزيع شده به منبع اطلاعات ارسال شود. در فرايند هم‌زمان‌سازی اطلاعات اصلي، منابع اطلاعات و دریافت‌کنندگان نهايي از طريق شبكه مخازن اطلاعات و مرجع ثبت جهاني به يكديگر متصل مي‌شوند. اين شبكه، «شبكه هم‌زمان‌سازي جهاني اطلاعات» نام دارد.
رويداد: به هر نوع تغيير وضعيت سيستم رويداد گويند. مثال: ايجاد يا تغييرات اطلاعات اقلام، نهادها، ‌مجوزها، شناسنامه‌ها، پيام‌ها، تكميل اطلاعات اشتراك، توزيع اطلاعات، ارسال پيام، دريافت پيام.
اشتراك: درخواستي است كه مبني بر آن با وقوع هر رويداد مورد نظر در منبع اطلاعات يا گروه محصول مورد نظر مشترك، پيام براي وي ارسال می‌شود. اين امر منوط به ميزان دسترسي مشترك است كه از سوي منبع اطلاعات و مخزن اطلاعات مرجع كنترل می‌شود. اشتراك بر دو نوع عام و خاص است كه در نوع اول اطلاعات يك گروه از اقلام يا نهادها مورد نياز مشترك است در حالي در نوع دوم اطلاعات يك نهاد خاص كه با GLN آن يا قلم خاص كه با GTIN آن تعيين می‌شود، مورد توجه است.
بارگذاري اطلاعات: يك منبع اطلاعات مجموعه‌اي كامل از اطلاعات را به مخزن اطلاعات مرجع ارسال مي‌دارد كه تنها پس از اعتبارسنجي و ثبت در مرجع جهاني ثبت، منتشر می‌شود. بارگذاري شامل موارد زير است:

  •  بارگذاری اوليه: اضافه نمودن يك قلم يا نهاد جديد
  •  تصحيح خطاها: تغيير اطلاعات مرتبط GTIN يا GLN به منظور اصلاح خطاهای موجود
  •  ويرايش اطلاعات نظير اصلاح شماره تلفن يك نهاد
  •  حذف قلم يا نهاد منسوخ: در اين كاركرد برچسب غيرفعال بر روی سابقه اطلاعاتی مورد نظر قرار می گيرد اما به طور فيزيكی انجام نمی شود. بنابراين سازوکارهای مناسب تصفيه و آرشيو اطلاعات در مخزن اطلاعات و مرجع ثبت جهانی بايد در نظر گرفته شود.

اعتبار سنجي:   به بررسي مطابقت اطلاعات جديد يا تغيير يافته با استانداردهاي اطلاعات در GDSN اعتبارسنجي گفته می‌شود كه شامل بررسي موارد زير است:
رعايت قواعد ساختاري نظير فرمت فيلدها
تكميل اطلاعات اجباري
رعايت قواعد مفهومي نظير عدم امكان تغيير پيش از افزودن، قواعد تخصيص GTIN و GLN
وارسي طبقه‌بندي اقلام
يكتايي قلم يا نهاد
ثبت: فرايندي است كه در آن تمامي اقلام و نهادهاي منتشر شده در مخازن اطلاعات GDSN در مرجع جهاني ثبت، ذخيره می‌شود.
نشر: در اين فرايند منبع اطلاعات دسترسي به اطلاعات اقلام، نهادها و شركا را به همراه اطلاعات توانمندي‌هاي هر نهاد براي گروه خاصي از نهادها يا تمامي نهادهاي يك بازار خاص فراهم مي‌كند.
پيام‌رساني: در اين فرايند منبع اطلاعات از طريق مخزن اطلاعات مرجع پيامي الكترونيكي را مبني بر يكي از رويدادهاي زير به مشتركين ارسال مي‌كند:

  •  نشر اطلاعات جديد يا تغيير اطلاعات نشر يافته پيشين
  •  تغيير اطلاعات قلم، نهاد يا شريك تجاري
  •  تغيير مالكيت اطلاعات و حقوق دسترسي
  •  اشتراك
  •  هويت‌سنجي
  •  نتيجه ثبت جستجو
    در موارد زير پيام‌رساني به دليل معتبر نبودن اطلاعات صورت نمي‌گيرد:
  •  بارگذاري اطلاعات
  •  اعتبار سنجي اطلاعات
  •  ثبت اطلاعات قلم، نهاد يا شريك تجاري (اين اطلاعات صرفاً ثبت شده و هنوز اعتبار سنجي نشده است.)

هويت‌سنجي: فرايندي است كه در آن هويت درخواست‌كننده اطلاعات از سوي مخزن اطلاعات مورد ارزيابي قرار مي‌گيرد تا سطوح دسترسي به اطلاعات مطابق با حقوق تعريف شده از سوي منبع اطلاعات اعمال شود.
جستجو: در اين فرايند امكان دسترسي به اطلاعات بر اساس مجوزهاي كاربر و معيارهاي معين جستجو نظير گروه‌ها، GTIN، GLN و بازار هدف فراهم‌ می‌شود.
پيام دريافت: در ازاي هر فرمان صادر شده پاسخي در قالب استاندارد به مرجع فرمان ارسال می‌شود. اين پاسخ مي‌تواند شامل موارد زير باشد:

  •  تأیید دريافت پيام
  •  موفقيت يا عدم موفقيت پردازش پيام به دليل عدم رعايت قواعد ساختاري يا مفهومي (دليل عدم موفقيت به همراه كد مربوط ارسال می‌شود.)

1-5.  امنيت اطلاعات

حقوق و مجوزها: قواعد حاكم بر اين كاركرد عبارت‌اند از:

  •  تعيين مرجع ذی‌صلاح نگهداري اطلاعات استاندارد تأیید شده توسط منبع اطلاعات
  •  تعيين نحوه دسترسي مرجع ذی‌صلاح به انواع اطلاعات عام و خاص توسط منبع اطلاعات
  •  تعيين مشتركين و اطلاعات درخواستي توسط دريافت‌كننده نهايي اطلاعات
    تشخيص هويت متقاضي و به‌روزآوری اطلاعات: اين كاركرد هويت نهاد متقاضي و صلاحيت وي را از طريق سازوکار مناسب براي به‌روزآوری اطلاعات اقلام و نهادها بررسي مي‌كند.
    تعيين حقوق
  •  تعريف نقش‌ها و وظايف در فرايند هم‌زمان‌سازی اطلاعات
  •  تعريف توانمندی های نهاد بر حسب تبادل اطلاعات
  •  تعريف حقوق دسترسی
  •  ذخيره، اضافه، تغيير و حذف حقوق دسترسی

اعمال حقوق دسترسی: پياده‌سازی مواردی است كه در بند «تعيين حقوق» تعيين شد.

2- مقدمه‌ای بر GDSN

3

در بازار پرتنش و رقابتي جهان امروز، زنجيره‌هاي تأمين به دنبال تضمين بقا و دوام خود در بازار از طريق افزايش كارايي عمليات هستند. بهبود كارايي زنجيره‌ها را در دو جريان كلي مي‌توان جستجو نمود: جريان اطلاعات و جريان كالا. بهبود جريان اطلاعات كالا متناظر با جريان فيزيكي كالا موضوعي است كه مورد توجه متوليان استاندارد GS1 است. براي بهبود جريان اطلاعات بايد دو مؤلفه اصلي آن را مورد نظر قرار داد:
1- تسهيل شناسايي موجوديت‌هاي اثرگذار بر مديريت زنجيره كه بارزترين آنها محصولات در گردش است.
2- تسهيل تبادل اطلاعات جمع‌آوري شده از محصولات ميان شركاي يك زنجيره.
استاندارد GDSN پس از پياده‌سازي صحيح مي‌تواند نياز اعضاي زنجيره را در تبادل اطلاعات محصولات برطرف كند. ريشه اصلي اين نياز را مي‌توان در يكسان نبودن آگاهي شركاي تجاري از ويژگي‌هاي محصولات مورد تبادل دانست. به بيان ديگر، آخرين زمان به‌روزرسانی ويژگي‌هاي يك محصول در سيستم‌هاي عملياتي شركا يكسان نيست. از اين رو يك عضو زنجيره مبتني بر يك ويژگي محصول نظير قيمت آن اقدام به سفارش‌دهي مي‌كند و انتظار دارد تا براي سفارش خود مبتني بر همان قيمت صورت‌حساب دريافت كند. پس از گذشت زمان و واصل‌شدن سفارش در مي‌يابد كه قيمت محصول مورد سفارش با آنچه از پيش تصور مي‌شد، تغيير پيدا كرده است. پس از برگزاري جلسات حل اختلاف، روشن می‌شود كه قيمت مورد نظر خريدار مربوط به يك ماه گذشته بوده و قيمت در دو هفته گذشته تغيير پيدا كرده است. بنابراين مشاهده می‌شود كه آخرين تاريخ به‌روزرسانی قيمت محصول در سيستم خريدار حداقل مربوط به يك ماه و در سيستم تأمين‌كننده دو هفته گذشته است. حقايقي از اين دست، به ويژه با در نظر گرفتن جهاني بودن موضوع، نياز به راه حل مناسبي را براي همزمان نمودن اطلاعات ميان ذي‌نفعان يك زنجيره بیش‌ازپیش آشكار مي‌سازد. هم‌زمان‌سازي مستمر اطلاعات، يكسان بودن اطلاعات اصلي محصول را در تمامي سيستم‌ها تضمين مي‌كند كه به نوبه خود در كاهش هزينه‌هاي زنجيره‌هاي تأمين و افزايش كارايي آن سهم بسزايي دارد. با رشد روزافزون تعاملات الكترونيكي نظير تجارت الكترونيكي، اهميت هم‌زمان‌سازی دوچندان شده است. زيرا توسعه تعاملات الكترونيكي بدون توجه به ضرورت هم‌زمان‌سازي اطلاعات تنها سرعت تبادل اطلاعات ناصحيح را افزايش مي‌دهد و عملكرد زنجيره را به طور مضاعف تضعيف مي‌كند.
به طور مثال، GDSN را مي‌توان به عنوان پیش‌نیاز پياد‌ه‌سازي استانداردهاي تبادل اطلاعات پوياي محصول نظير EPC دانست زيرا نبود داده‌هاي همزمان در بستر EPC و RFID تراكنش‌هاي سريع اطلاعات نامعتبر را ميسر مي‌سازد. با عنايت به آنچه بيان شد، اهميت ارائه راه‌حلي كه بتواند ناسازگاري اطلاعات را در سيستم‌هاي مختلف رفع كند مشهود مي‌شود.
GDSN به عنوان يكي از استانداردهاي GS1، همان راه‌حل مورد‌نظر است. پياده‌سازي اين استاندارد شركاي تجاري را قادر مي‌سازد تا به طور مستمر، خودكار و در عين حال مطمئن، به هم‌زمان‌سازی بپردازند. اين شبكه، خريداران و فروشندگان را از طريق مخازن اطلاعات مورد تأیید GDSN به يكديگر متصل مي‌سازد.

2-1  مروری بر پيشينه GDSN

اطلاعات اصلي كالا بستر كليه سيستم‌هاي کسب‌وکار را شكل مي‌دهد. از اين رو به اشتراك‌گذاري آن از مهم‌ترين فرايند‌هاي زنجيره تأمين است و استمرار جريان كالا در زنجيره تأمين بدون يكپارچگي و به‌روزآوری اين اطلاعات هرگز محقق نمي‌شود. اين امر زماني كارا و اثربخش خواهد بود كه شركا تعريف دقيقي از اطلاعات داشته باشند، اطلاعات دقيق در دسترس و فرايندهاي تبادلات في‌مابين مورد توافق همگان باشد. اين نوع از اشتراك‌گذاري اطلاعات، هم‌رديف‌سازي اطلاعات اصلي يا هم‌زمان‌سازي اطلاعات اصلي خوانده می‌شود. آگاهي روزافزون از اهميت هم‌زمان‌سازی اطلاعات، منجر به توسعه ابزارهاي مربوط و مناسب در سطح كشورها شده است. به طور مثال، طراحي و پياده‌سازي مخزن‌هاي ملي اطلاعات از جمله اين فعاليت‌ها به شمار مي‌آيد.
گسترش مناطق آزاد تجاري، رشد تجارت جهاني و افزايش كاربرد تجارت الكترونيكي هم‌زمان‌سازي اطلاعات را به دغدغه‌اي جهاني تبديل نموده است. گزارش گروه اطلاعات اصلي ECR در سال 1999 بيانگر تنوع مخازن اطلاعات موجود است كه مانع اصلي هم‌زمان‌سازی جهاني به شمار مي‌آيد. در راستاي رفع اين مشكل، پروژه توسعه استاندارد هم‌زمان‌سازی اطلاعات در سال 1999 در شوراي GS1 تعريف شد و نخستين ويرايش آن در سال 2000 منتشر شد. از آن زمان تاكنون، GDSN‌ يكي از مهم‌ترين استانداردهاي صنعت به شمار مي‌آيد. تعيين فرايندها و رويه‌هاي لازم GDSN براي رفع نيازمندي‌هاي مزبور، اصلي‌ترين چالش تدوين اين استاندارد در سال 2001 مطرح شد. به منظور پاسخ به اين چالش محورهاي زير تعريف شده است:

  •  تشريح اصول حاكم بر هم‌زمان‌سازي جهاني اطلاعات
  •  تشريح فرايندهاي كاري لازم براي تبادل و به‌کارگیری اطلاعات اصلي
  •  تشريح نقش‌ها و وظايف موجودیت‌های فعال فرايندها
  •  تشريح لزوم پياده‌سازي مرجع ثبت جهاني
  •  تشريح الزامات كسب صلاحيت‌هاي فني و مديريت فرايندها
  •  تشريح نحوه پياده‌سازي طرح

برخي از اين چالش‌ها و راه‌حل‌هاي ارائه شده در بخش بعد ارائه مي‌شود.

بنابراین:
1 – زنجيره‌هاي تأمين به منظور حفظ بقا در بازار، به دنبال بهبود مديريت زنجيره از طريق افزايش كارايي و اثربخشي هستند.
2 – يكسان نبودن آگاهي شركا از اطلاعات اصلي موجوديت‌هاي مؤثر در زنجيره يكي از علل مهم ناكارآمدي زنجيره‌ها است.
3 – هم‌زمان‌سازی اطلاعات اصلي، چالش موجود را رفع مي‌كند.
4 – استاندارد GDSN راه‌حلي جهاني براي هم‌زمان‌سازی اطلاعات اصلي است.

 

3- شبكه جهانی هم‌زمان‌سازی اطلاعات: نيازها، راه‌حل‌ها

4

در اين بخش، موارد لازم‌ كه جهت تحقق هم‌زمان‌سازی اطلاعات اصلي ارائه می‌شود. به اين منظور، اصول حاكم بر هم‌زمان‌سازي جهاني اطلاعات، فرايندهاي كاري لازم براي تبادل و به‌کارگیری اطلاعات اصلي، تشريح نقش‌ها و وظايف موجودیت‌های فعال فرايندها و الزامات كسب صلاحيت‌هاي فني و مديريت فرايندها بيان مي‌شود.

3-1 – اصول حاكم بر هم‌زمان‌سازی جهانی اطلاعات

  •  فرايند هم‌زمان‌سازی جهاني اطلاعات بر شناخت منحصربه‌فرد اقلام (GTIN) و نهادها (GLN) استوار است.
  •  فرهنگ اطلاعات جهاني (GDD)، اطلاعات اصلي، سلسله مراتب قلم، سلسله مراتب نهاد و بازار هدف (با {كد استاندارد ايزو جهت شناسايي محل‌ها GTIN+GLN+} كدگذاري مي‌شود.) بايد تعريف شود.
  •  نقطه ورود هر ناشر يا مشترك در شبكه يگانه است.
  •  هر ناشر يا مشترك بايد عضو يك مخزن اطلاعات مرجع باشد.
  •  راه‌حل‌هاي ميان مدت براي هم‌زمان‌سازی اطلاعات جهت اتصال مخازن اطلاعات غير متصل به شبكه بايد در نظر گرفته شود.
  •  مرجعي ثالث بايد عملكرد شبكه مخازن اطلاعات و مرجع ثبت جهاني را اداره كند.
  •  منبع اطلاعات مالك اطلاعات محسوب می‌شود و تنها نهادي است كه حقوق و مجوز توزيع اطلاعات و استفاده از آن را بر عهده دارد.
  •  منبع اطلاعات تنها مي‌تواند اطلاعات تحت تملك را به‌روزآوري كند.
  •  دريافت‌كننده نهايي اطلاعات نمي‌تواند اطلاعات اصلي ارائه شده توسط منبع اطلاعات را در مخزن اطلاعات عمومي به‌روزآوری كند.

3-2 – الزامات کسب‌وکار برای هم‌زمان‌سازی جهانی اطلاعات

هم‌زمان‌سازی جهاني اطلاعات مستلزم فراهم شدن بستر لازم جهت تعامل هماهنگ و يكنواخت مخازن اطلاعات و مرجع ثبت جهاني است. به اين منظور الزامات زير بايد در نظر گرفته شود:

1 – تضمين كيفيت اطلاعات در فرايند هم‌زمان‌سازی اطلاعات شامل:

  • شناخت دائمی مالك اصلي سوابق
  •  منحصر بودن اطلاعات متصل به كليد اوليه
  •  به هنگام بودن اطلاعات
  •  تكميل بودن اطلاعات مورد نياز بازار
  •  مديريت اطلاعات خاص هر كشور و صنعت
  •  رعايت قواعد حاكم بر اطلاعات (تكميل بودن اطلاعات اجباري يا وابسته)
  •  انطباق كامل با مشخصات استانداردهاي GS1
  •  پیگیری موعدهاي مميزي ايجاد، تغييرات و حذف اطلاعات
  •  اعمال حقوق كاربران در به‌روزآوری و توزيع يا نمايش اطلاعات

2 – تضمين كامل و صحيح بودن تراكنش‌ها شامل:

  •  مديريت خطا
  •  حفظ سطح عملكرد مناسب
  •  رعايت موارد امنيتي
  •  مديريت ارائه ويرايش‌هاي جديد انجام تراكنش

3- فراهم‌سازی تراكنش‌های آسان و كارا برای تمامی شركای تجاری شامل:

  •  ايجاد نقطه يگانه دسترسي مرور و پردازش تراكنش‌ها
  •  به‌کارگیری روش يگانه و يكنواخت به‌روزآوری، دسترسي و بازخواني اطلاعات
  •  پشتيباني چند زبانی
  •  تعريف مجموعه قواعد مشترك حاكم بر محتواي اطلاعات و اعتبارسنجي آنها
  •  ارائه سطح بهينه‌اي از ميزان در دسترس بودن شبكه، توزيع و در دسترس بودن اطلاعات براي ناشران و مشتركان و امنيت اطلاعات
  •  بهره‌گيري از مزاياي فناوري‌هاي جديد نظيرXML وEPA
  •  فراهم نمودن سيستم‌هاي باز و غير انحصاري
  •  فراهم نمودن سازوکارهای جستجو
  •  ارائه راه‌حل‌هاي عملي، واقعي و باثبات
  •  ارائه اطلاعات اصلي به شركاي تجاري هدف (دریافت‌کنندگان نهايي اطلاعات) و تميز ميان دريافت‌كننده‌هاي اطلاعات (عام يا خاص: آيا همه فعالان بازار هدف مخاطب هستند يا تنها نهادهاي خاصي؟)
  •  قواعد و رويه‌هاي لازم بايد در نظر گرفته شود تا منبع اطلاعات از پذيرش يا عدم پذيرش تغيير اطلاعات توسط دریافت‌کننده آگاهي حاصل كند.
  •  امكانات جستجوي لازم بايد در نظر گرفته شود تا كاربر بتواند اطلاعات مورد نظر را به دست آورد.

3-3 – راه حل پيشنهادی

بررسي پيشينه توسعه مخازن اطلاعات و جريان‌هاي موجود هم‌زمان‌سازی اطلاعات و نيز الزامات کسب‌وکار پيرامون GDSN موانع متعددي در اجراي كارآمد فرايند GDSN نشان مي‌دهد كه وجود نقاط متعدد ورود به مخازن اطلاعات نامتصل و غير متعامل و تمركز بر نيازمندي‌هاي ملي و توسعه استانداردهاي گوناگون مخازن از مهم‌ترين آنها به شمار مي‌آيد. به منظور رفع اين مشكل و تحقق هم‌زمان‌سازی جهاني اطلاعات راه‌حل‌هاي زير پيشنهاد شده است:

1 – ايجاد نقطه يگانه ورود:

  •  ارتقا، توسعه و پياده‌سازي استانداردهاي جهاني
  •  به‌کارگیری مفهوم مخزن اطلاعات مرجع
  •  پياده‌سازي شبكه شفاف و متعامل كه دسترس به اطلاعات ضمن رعايت قواعد امنيتي فراهم مي‌سازد.
  •  توسعه استاندارد مورد توافق همگان
  •  توسعه استانداردهاي تفصيلي جهاني و فراهم‌سازي راهنماهايي جهت تسهيل درك مشترك از استانداردها
  •  ارتقا و پياده‌سازي استانداردهاي GS1
  •  تأسیس نهاد مناسب جهت مديريت ويرايش‌هاي استاندارد

2 – تضمين سازگاری و كيفيت اطلاعات اصلی:

  •  منطبق نمودن مخازن اطلاعات با استانداردهاي جهاني و GS1
  •  اعتبارسنجي اطلاعات پيش از نشر و به‌کارگیری شيوه‌اي يكسان براي آن
  •  تعيين نقطه يگانه مرجع‌دهي براي هر بخش از اطلاعات اصلي از طريق ثبت تمامي اقلام و نهادها در مرجع جهاني پيش از نشر
  •  اطلاع‌رساني و آموزش شركت‌ها در زمينه مفاهيم استانداردهاي جهاني و هم‌زمان‌سازی اطلاعات

3 – تعيين فرايند كاری كارا جهت هم‌زمان‌سازی اطلاعات ميان تمامي بخش‌ها:

  •  توسعه و به‌کارگیری استانداردهاي جهاني براي هم‌زمان‌سازی اطلاعات (فرهنگ اطلاعات اصلي، كاركردهاي لازم و پيام‌هاي پشتيبان بايد در نظر گفته شود.)
  •  تضمين دسترسي آسان به شبكه مخازن اطلاعات و مرجع ثبت جهاني جهت فراهم‌آوري سهولت دسترسي تمامي كاربران به اطلاعات و پياده‌سازي مفهوم نقطه يگانه ورود
  •  پياده‌سازي راه حل‌ها به نحوي كه براي همگان آسان و در دسترس باشد. به طور مثال Desktop Application مناسب جهت اتصال به شبكه و جستجوي آن، مورد نياز است.
  •  پياده‌سازي بستر مناسب براي تعامل مخازن اطلاعات

4 – ايجاد امكان جستجوی جهانی:

  •  فراهم‌سازي كاركرد جستجوي جهاني از طريق نقطه يگانه ورود
  •  ايجاد قابليت جستجوي پايه از طريق مرجع ثبت جهاني
  •  لحاظ نمودن يك «اشاره‌گر» به مخازن اطلاعات مرجع مربوط به منابع اطلاعات در ابزار ثبت به منظور تأمين دسترسي به اطلاعات عمومي از طريق كاركرد جستجوي پايه.
    ! امنيت اطلاعات در تمامي جستجوهاي پايه و پيشرفته بايد در نظر گرفته شود.
    ! در جستجوي پيشرفته براي آدرس‌دهي يكنواخت جهت دسترسي به اطلاعات گروه‌هاي معيني از نهادها، ممكن است نياز به طبقه‌بندي نهادها باشد.
    ايجاد دسترسي به اطلاعات فروشندگان يك بازار
  •  پياده‌سازي كاركرد جستجوي جهاني

5 – توسعه راه حل استاندارد يگانه جهانی

  •  فراهم‌سازی چارچوب مشترك استاندارد به منظور ترغيب فراهم‌كنندگان راه‌حل جهت پياده‌سازی
  •  توسعه و پياده‌سازی استانداردهای جهانی هم‌زمان‌سازی اطلاعات

3-4 – فرايند هم‌زمان‌سازی جهاني اطلاعات

اين فرايند را مي‌توان از طريق تشريح ويژگي‌ها و نقش‌هاي متفاوت اما مكمل موجوديت‌ها در سناريو‌هاي كاري بيان نمود. اين موجودیت‌ها عبارت‌اند از:

  •  منابع اطلاعات
  •  دريافت‌كنندگان نهايی اطلاعات
  •  مخازن اطلاعات
  •  مرجع ثبت جهانی

در ادامه هر يك از اين نقش‌ها بيان مي‌شود.

3-5 – ويژگی و نقش موجوديت‌ها

منبع اطلاعات:

  •  منبع و مالك اطلاعات است.
  •  اطلاعات اصلي را در مخزن اطلاعات مرجع نشر مي‌دهد.
  •  مجوزها و حقوق دسترسي به اطلاعات را تعريف و به‌روزآوری مي‌كند.

دريافت‌كننده نهايی اطلاعات:

  •  اطلاعات به مقصد اين موجوديت ارسال می‌شود.
  •  مجاز به روزآمدسازي اطلاعات منتشر شده در مخزن اطلاعات نيست.
  •  حق دسترسي به اطلاعات منوط به سطح تعريف شده منبع اطلاعات است.
  •  اشتراك اقلام و نهادهاي جديد را راه‌اندازي. مديريت مي‌كند.
  •  هم‌زمان‌سازی اطلاعات اقلام و نهاد‌هاي موجود راه‌اندازي و مديريت مي‌كند.

مخزن اطلاعات:

  •  خصوصي، منطقه‌اي يا ملي است.
  •  اطلاعات لازم براي فرايند هم‌زمان‌سازی را در بردارد.
  •  از ساختار طبقه‌بندي اقلام بهره‌ مي‌گيرد.
  •  حقوق و مجوزهاي تعريف شده از سوي منبع اطلاعات را اجرا مي‌كند.
  •  بر اساس اشتراك‌هاي موجود، هم‌زمان‌سازی را ميان منابع اطلاعات و دريافت‌‌كننده‌ها برقرار مي‌سازد.
  •  اشتراك‌هاي جديد اقلام يا نهادها را به اطلاع، منبع اطلاعات مربوط مي‌رساند.
  •  نشرهاي اقلام يا نهادهاي جديد را به اطلاع مشتركين مي‌رساند.
  •  الزامات جديد هم‌زمان‌سازی را به اطلاع منابع اطلاعات و مشتركين مي‌رساند.
  •  اطلاعات آن به طور پيوسته با مرجع ثبت جهاني همزمان می‌شود.
  •  خدمات حداقلي زير را ارائه مي‌دهد:
    o سوابق اطلاعات اصلي زير را اضافه، حذف يا به‌روزآوری مي‌كند.
    o نشر اطلاعات جديد را مديريت مي‌كند.
    o امكان چند زبانی را پشتيباني مي‌كند.
    o سوابق اقلام و نهادها را پيش از نشر مطابق قواعد GS1 اعتبارسنجي مي‌كند.
    o عناصر اطلاعات را مطابق فرهنگ اطلاعات جهاني (GDD) اعتبارسنجي مي‌كند.
    o تكميل بودن اطلاعات از جهت وارد شدن اطلاعات موارد ضروري، وابسته يا اختياري را كنترل مي‌كند.

مرجع ثبت جهانی:

  •  يك خدمت عام و جهاني B2B است كه تمامي مخازن اطلاعات مستقل از موقعيت جغرافيايي، اندازه و نوع فعاليت مي‌توانند از آن بهره‌مند شوند.
  •  توانمندي يافتن منبع فيزيكي اطلاعات را دارد.
  •  منحصربه‌فرد بودن اطلاعات مرتبط با كليد اوليه را تضمين مي‌كند.
  •  در هر جستجو مرجع ثبت مشخصات متقاضي را به مخزن مرجع منبع اطلاعات ارسال مي‌دارد.
  •  مرجع ثبت از لحاظ منطقي يگانه و به لحاظ فيزيكي توزيع شده يا تكثير شده است.
  •  مرجع ثبت جهاني پيوسته با مخازن اطلاعات و بالعكس هم‌زمان‌سازی می‌شود.
  •  از هر مخزن اطلاعات مي‌توان به تمامي اطلاعات مرجع ثبت دست يافت.
  •  حداقل محتواي اطلاعات ذخيره شده در مرجع ثبت براي هر قلم عبارت است از:

GTIN o
o شرح قلم
o  منبع اطلاعاتGLN
o نام نهاد منبع اطلاعات
GPC o
o تاريخ ايجاد
o بازار هدف
o عام يا خاص بودن قلم (هدف از تعريف عام يا خاص در اینجا اعمال مجوزها يا حقوق دسترسي از سوي مرجع ثبت نيست. بلكه زماني‌ كه يك قلم خاص تعريف مي‌شود برخي از اطلاعات آن نظير شرح قلم نبايد در دسترس همگان قرار گيرد.)
o تاريخ و زمان آخرين تغيير
o اشاره‌گر مخزن اطلاعات كه در آن اطلاعات اصلي ذخيره مي‌شود.

  •  حداقل محتوی اطلاعات ذخيره شده در مرجع ثبت برای هر نهاد عبارت است از:

o نام نهاد، نام استان، نام كشور
o  منبع اطلاعاتGLN
o طبقه‌بندي نهاد (اين مورد هنوز فراهم نشده است.)
o نقش نهاد
o توانمند‌ي‌هاي نهاد
o تاريخ ايجاد
o تاريخ و زمان آخرين تغيير

بر اساس راه‌حل‌های فوق، موارد زير را می توان استنتاج نمود:

  •  منابع اطلاعات و دريافت‌كنندگان نهايي اطلاعات از نقطه يگانه ورود به شبكه بهره‌ مي‌برند.
  •  منابع اطلاعات و دريافت‌كنندگان نهايي دسترسي مستقيم به مرجع ثبت جهاني ندارند.
  •  الويت نخست در تأمين قابليت اطمينان جريان اطلاعات هم‌زمان‌سازی اطلاعات منابع و مشتركين است.
  •  كاركرد جستجوي جهاني و جستجوي پايه بايد در نظر گرفته شود.
  •  مسيرهاي جايگزين اطلاعات به منظور افزايش قابليت اطمينان شبكه بايد با در نظر گرفته شود.

3-6 – سناريوها

مبتني بر نقش‌هاي تعريف‌شده، سناريوهاي زير را مي‌توان بيان نمود:
ثبت: در اين سناريو جريان اطلاعات مابين مخازن اطلاعات و مرجع ثبت جهاني است. منابع اطلاعات و دريافت‌كنندگان دسترسي مستقيم به اين مرجع ندارد.
هم‌زمان‌سازی جهاني اطلاعات اصلي: در اين سناريو جريان اطلاعات مابين منابع اطلاعات و دریافت‌کننده نهايي از طريق ارتباطات مستقيم مخازن اطلاعات است. مرجع ثبت جهاني در فرايند هم‌زمان‌سازي فاقد نقش است.
اشتراك: مخازن اطلاعات تمامي انواع اشتراك را ذخيره و اجرا مي‌كنند. مرجع ثبت جهاني در اين فرايند فاقد نقش است.
نشر اطلاعات: در اين سناريو مخازن اطلاعات نشر اطلاعات را انجام مي‌دهند. مرجع ثبت جهاني در اين فرايند فاقد نقش است.
پيام‌رساني: در اين سناريو مخازن اطلاعات، پيام‌هاي لازم را ارسال مي‌كنند. مرجع ثبت جهاني در اين فرايند فاقد نقش است.
كاركرد جستجوي جهاني: اين كاركرد در مرجع ثبت جهاني امكان يافتن مخازن اطلاعات حاوي اطلاعات اصلي را فراهم مي‌سازد.

3-7 – الزامات تأیید صلاحيت فنی

صلاحيت، مجموعه‌اي توانمندي‌هاي است كه يك سازمان بايد از آن برخوردار باشد تا بتواند فعاليت‌هاي مطابق استاندارد را انجام دهد. ضرورت انجام اين امر در حوزه GDSN تضمين مطابقت مخازن اطلاعات و مرجع ثبت جهاني با اصول و قواعد GS1 و توسعه هماهنگ آن در طول زمان است. برخي از الزامات كسب صلاحيت‌ فني مخازن اطلاعات به شرح زير است:

  •  مميزي رعايت موارد امنيت اطلاعات
  •  استفاده صحيح از فرهنگ اطلاعات
  •  مطابقت با استانداردها
  •  كاربرد صحيح فرايند هم‌زمان‌سازی
  •  رعايت فرمت، قواعد و محتواي پيام‌ها
  •  فرايند اعتبار سنجي اطلاعات و هويت سنجي كاربران
  •  ارائه كاركردهاي استاندارد

آگاهي بيشتر از جزييات فرايند تأیید صلاحيت منوط به عقد قرارداد با مرجع ثبت جهاني و طي گام‌هاي مربوط است.

3-8 – هم‌زمان‌سازی چگونه محقق می‌شود؟

لازمه هم‌زمان‌سازی آگاهي همزمان همه ذي‌نفعان از تغييرات است. اين آگاهي به دو شيوه قابل تحقق است:
1- همه نهادها ارتباطات دوبه‌دو داشته باشند. در اين حالت، هر نهاد براي هر نوع تغيير در اطلاعات مشترك بايد با تك‌تك شركا تماس برقرار و تغييرات جديد را اعم از ايجاد، حذف يا ويرايش اطلاع‌رساني كند. بديهي است مديريت چنين فرايندي بسيار هزينه‌زا و زمان‌بر است. به علاوه، فواصل زماني چنين به‌روزآوری اطلاعات به مجموعه منابع نهاد مالك بستگي خواهد داشت. بنابراين اين شيوه كارايي لازم را ندارد و نمي‌تواند همزمان هدف هم‌زمان‌سازی را برآورده سازد.

5شكل 1- نمايش روابط بين ذي‌نفعان

2 – هر نهاد، وظيفه هم‌زمان‌سازی را به شبكه‌اي مشترك ميان تمام نهادها بسپارد. در اين حالت:

6

شكل 2- معماری شبكه جهانی هم‌زمان‌سازی اطلاعات

• هر نهاد براي هم‌زمان‌سازی اطلاعات خود با ساير شركا كافي است تغييرات اطلاعات را به اطلاع نماينده خود در شبكه برساند.

7

شكل 3- اطلاع نماينده از تغييرات در شبكه هم‌زمان‌سازی داده‌ها

• نماينده (مخزن اطلاعات منبع) بخشي از اطلاعات را براي جستجوي همگان در مرجع ثبت جهاني، ثبت مي‌كند.

8

شكل 4- ثبت جهانی داده‌ها در شبكه هم‌زمان‌سازی داده‌ها

• متقاضيان تمايل خود را به آگاهي از اطلاعات ناشران مورد نظر به مخازن ‌اطلاعات منتخب خود (مخزن اطلاعات دریافت‌کننده نهايي) اعلام مي‌دارند. اين مخازن با جستجو در مرجع ثبت جهاني، مخزن اطلاعات مرتبط با ناشران مورد نظر را مي‌يابند. سپس مرجع ثبت، اشتراك جديد را به مخزن اطلاعات منبع اطلاع مي‌دهد.

9شكل 5- درخواست اطلاعات در شبكه هم‌زمان‌سازی داده‌ها

• مخزن اطلاعات منبع، اطلاعات درخواستي را در مخزن اطلاعات دریافت‌کننده نشر مي‌دهد تا به اطلاع مشترك رسانده شود.

10شكل 6- نشر اطلاعات در شبكه هم‌زمان‌سازی داده‌ها

• مشترك از طريق مخازن اطلاعات دريافت‌كننده و منبع، پيام دريافت اطلاعات را به ناشر ارسال مي‌دارد.

11

شكل 7- ارسال پيام در شبكه هم‌زمان‌سازی اطلاعات

به اين ترتيب هم‌زمان‌سازی اطلاعات با كم‌ترين هزينه و سريع‌ترين زمان انجام می‌شود زيرا تنها يك بار لازم است تا منبع اطلاعات با مخزن اطلاعات مرجع ارتباط برقرار كند و تغييرات را انتقال دهد.

3-9 – استانداردهای پشتيبان GDSN

فرايند مديريت استانداردهاي جهاني (GSMP) استانداردهاي ضروري براي GDSN را توسعه مي‌دهد. اين استانداردها به شرح زير است:

  •  استاندارد تبادل پيام: به منظور فراهم‌سازي امكان تعامل تجاري الكترونيكي ميان شركت‌ها، استانداردهاي GS1 XML توسعه يافته‌اند تا راه‌‌حلي منعطف و قابل توسعه براي نيازهاي كاربران در سطح جهاني باشند. گسترش تجارت الكترونيك در سطح جهان نياز شركت‌ها به استانداردهاي تعامل فی‌مابین را در پي داشته است. در اين راستا، استانداردهاي GS1 XML به عنوان راه حلي منعطف و توسعه‌پذير طراحي شده و مورد توافق كاربران قرار گرفته است. توسعه اين استانداردها مبتني بر ويژگي‌هاي XML كنسرسيوم جهاني وب (W3C) صورت گرفته است. W3C سازمان تدوين‌كننده استاندارد براي توسعه فناوري‌هاي متعامل جهت انجام تجارت مبتني بر وب است كه در آن مشخصات، راهنماها، نرم‌افزار و ابزارهاي مربوط تشريح مي‌شود. طراحي ساختار GS1 XML بر اساس چندين لايه منطقي با كاركرد معين است. جزييات اين ساختار در سند «تحليل استاندارد GDSN» تشريح مي‌شود.
  •  استاندارد هم‌زمان‌سازی اطلاعات قلم
  •  استانداردهاي اعتبار سنجي
  •  استانداردهاي GTIN، GLN
  •  استانداردGPC: استاندارد طبقه‌بندي محصولات در سيستم GS1 است و پيش‌نياز GDSN محسوب مي‌شود. اين ساختار طبقه‌بندي از چهار سطح حوزه صنعت، خانواده، كلاس و طبقه محصولات تشكيل شده است. اين استاندارد نوع قلم كالا و گروه محصولات مربوط را معين مي‌كند. در GDSN هر GTIN بايد با استفاده از GPC طبقه‌بندي شود.
  •  استانداردGDD: مجموعه‌اي از اسامي و تعاريف دقيق و معادل‌ها در استاندارد GS1 كه كاربران را قادر مي‌سازد تمامي اطلاعات عناصر را در BMS و XML توصيف كنند.

 

jj1جدول 1- استاندارد‌های پشتيبان GDSN

بنابراین:
1- لازمه هم‌زمان‌سازی، تبادل استاندارد اطلاعات اصلي، در قالب و محتوايي استاندارد است كه استاندارد‌هاي GS1 اين امر را فراهم‌ مي‌سازد.
2-معين بودن ويژگي‌ و نقش همه مؤلفه‌های شبكه جهت حصول هم‌زمان‌سازی الزامي است.
3- تمهيدات لازم نظير تأیید صلاحيت فني و اعتبارسنجي براي تضمين پياده‌سازي صحيح استانداردها در تمام شبكه بايد در نظر گرفته شود.
در ادامه اين سند، در فصل چهارم نحوه بهره‌گيري از شبكه جهاني هم‌زمان‌سازی اطلاعات ارائه مي‌شود.

4- بهره‌گيری از شبكه جهانی هم‌زمان‌سازی اطلاعات

12
در اين بخش نحوه استفاده از شبكه جهاني هم‌زمان‌سازی اطلاعات بيان می‌شود. به اين منظور ويژگي‌هاي كاربران شبكه، چگونگي پيوستن و مزاياي حاصل از استقرار موفق فرايند درون شركت‌ها ارائه مي‌شود.

4-1 – ويژگی های كاربران GDSN

كاربران GDSN به دنبال افزايش كارايي در سيستم‌هاي کسب‌وکار خود از طريق هم‌زمان‌سازی اطلاعات ميان شركاي تجاري هستند. هم‌زمان‌سازی منجر به جاري شدن اطلاعات صحيح، دقيق و روزآمد در تراكنش‌هاي في‌مابين مي‌شود. نبود چنين كيفيتي از تعامل در زنجيره‌هاي تأمين امروزي،‌ هزينه‌هاي زيادي را بر ذي‌نفعان تحمیل نموده است. به علاوه وجود خطاهاي فراوان در اطلاعات اصلي مورد تبادل جهانی‌شدن تجارت موجب بروز نياز تسريع جريان يكنواخت كالا در سراسر زنجيره شده است كه خود لزوم هم‌زمان‌سازی را آشكارتر مي‌سازد. هم‌زمان‌سازی دائمی اطلاعات اصلي در سیستم‌های کسب‌وکار يكسان بودن اين اطلاعات را در تمامي سيستم‌ها تضمين مي‌كند.
كاربران GDSN را مي‌توان به دو دسته كلي تقسيم‌بندي نمود. كاربران تولیدکننده اطلاعات يا مالك اطلاعات اصلي كالا كه از طريق شبكه GDSN به نشر اطلاعات توليد شده خود مي‌پردازند و تمايل دارند تا آخرين تغيير اطلاعات محصولات خود را به آگاهي بازارهاي هدف برسانند. كاربران مصرف‌كننده اطلاعات كاربراني هستند كه با محصولات توليدي شركت‌هاي تأمين‌كننده سروکار دارد و اطلاعات اصلي اين محصولات نقش اساسي در كارايي تعاملات آنان ايفا مي‌كند.

4-2 – نحوه استفاده

كاربران دسته اول (ناشران)، براي بهره‌گيري از GDSN بايد گام‌هاي زير را طي كنند:
1 – سازمان بايد نيروي انساني و تجهيزات لازم براي بهره‌گيري از GDSN را فراهم سازد. به اين منظور تيم فني آشنا با مستندات فني و اطلاعات پياده‌سازي GDSN بايد تشكيل شود و منابع و تجهيزات فني براي فراهم‌آوري كاركردهاي سيستم تأمين شود.

13

2 – اطلاعات اصلي محصولات بايد اصلاح و آماده‌سازي شود تا هم به لحاظ محتوا و هم به لحاظ قالب ارائه صحيح و معتبر باشند. هم‌زمان‌سازی اطلاعات ناصحيح و نامعتبر تنها موجب كاهش كارايي زنجيره بیش‌ازپیش مي‌شود. چارچوب كيفيت اطلاعات مرجع مناسبي براي آشنايي با نحوه بهبود كيفيت اطلاعات است.
3 – استانداردهاي GLN، GTIN، GPC و GDD براي موجوديت‌هاي ثبت شده بايد در نظر گرفته شود.
4-  مخزن اطلاعات مورد تأیید از ليست مخازن مورد تأیید و متناسب با نيازمندي‌ها انتخاب و مراحل لازم براي عضويت در آن مطابق راهنمايي‌هاي ارائه شده طي شود.
5-  پس از طي گام 4، اطلاعات صحيح اعتبارسنجي شده بايد در مخزن اطلاعات منتخب (مرجع) منتشر شود. فرايند نشر بايد از تعداد محدودي از شركا آغاز و طي يك برنامه‌ معين گسترش يابد. درك نيازهاي متقابل شركا در اين مرحله و در نظر گرفتن اطلاعات مورد علاقه طرفين براي تبادل بسيار مهم است. از اين رو،‌ جريان‌هاي كاري، فرايند‌هاي و اصلاحات فني لازم براي عملياتي نمودن هم‌زمان‌سازی در مقياس كامل بايد لحاظ شود.
كاربران دسته دوم (مشتركين)، براي بهره‌مندي از مزاياي GDSN بايد با مراجعه به مخزن اطلاعات مورد تأیید، به عضويت شبكه درآمده و مشترك منابع اطلاعات مورد نظر شوند. انتخاب منبع مبتني بر GTIN، GLN يا گروه خاص (GPC) از كالاها است.

  •  شركت در گروه‌هاي كاربران GDSN در اصلاح استانداردهاي GDSN براي پاسخ كامل به نيازهاي كاربران بسيار مؤثر است.
  •  جزييات نحوه عضويت در مخازن اطلاعات منوط هر مخزن اطلاعات منتخب و فرايندهاي كاري مربوط است كه در استانداردهاي عمومي GDSN ذكر نشده‌ است.

4-3- وضعيت پياده‌سازی و اثرات آن

GDSN يك فناوري‌ زمينه‌ساز براي تعاملات آتي ميان شركاي تجاري است؛ اما به تنهايي نمي‌تواند بازگشت سرمايه را تضمين كند. GDSN زماني اثربخش خواهد بود كه تمامي فرايندهاي كاري به طور متوازي متحول شود. فروشندگان محصولات مصرفي در ظرف چند سال اخير تلاش‌هايي را در زمينه هم‌زمان‌سازی اطلاعات انجام داده‌اند. ميزان مشاركت در GDSN از مشاركت 100 شركت در اواسط سال 2003 به 10000 شركت در سال 2006 افزايش يافته است و از سال 2006 تا سال 2015 به تعداد 37000 شركت رسيده است، همچنين تعداد قلم كالاي ثبت شده از 60000 به 580000 قلم در سال 2006 و در سال 2015 به 16000000 قلم رسيده است. چنين رشد مشاركت در GDSN علاوه بر پيشرفت‌هاي فناوري مديريت اطلاعات، مرهون بهبود فرايندهاي كاري و نيروي انساني است. اين امر اهميت GDSN را به عنوان يك پروژه فراگير سازماني و نه يك پروژه محدود IT نشان‌ مي‌دهد. اصلاح و تسهيل جريان‌هاي كاري و توسعه سيستم‌هاي ERP براي تعامل و يكپارچگي با كاركردهاي GDSN از جمله مواردي است كه اثربخشي قابل توجه GDSN را در پي خواهد داشت.
نمودار زير اثرات GDSN را در كاهش هزينه‌ها و افزايش درآمد نشان‌ مي‌دهد.

jj5نمودار 1- اثرات GDSN را در كاهش هزينه‌ها و افزايش درآمد

دلايل بي‌شماري در صنعت منجر بروز تأخيرات در عرضه محصولات جديد به بازار،‌ خطا در سفارش‌دهي، خطا در صدور صورت‌حساب و افزايش هزينه‌هاي انبارداري و توزيع مي‌شود. يكي از دلايل اصلي اين مشكلات نبود اطلاعات دقيق و هم‌زمان‌سازی شده از محصولات است. اگرچه اين موضوع مدت‌ها مورد توجه بوده اما به سه دليل عمده زير سرعت اجراي GDSN بسيار پايين بوده است:
1- دشواري طراحي و سنجش توجيه‌پذيري طرح
2- نبود استانداردهاي اطلاعاتي مناسب
3- پايين بودن اولويت اجرا
پژو‌هش‌هاي انجام شده پيرامون اثرات پياده‌سازي GDSN نشانگر صرفه‌جويي 1 تا 3 درصدي در هزينه‌هاي زنجيره تأمين است و انتظار مي‌رود تا مزاياي آن در بلند مدت عميق‌تر باشد زيرا GDSN بسترساز شكل‌گيري فرايندهاي تجاري در مقياس‌هاي كلان‌تر و همچنين بهره‌گيري از فناوري‌هاي نوين EPC/RFID است.
بررسی صورت گرفته در سال 2005 وضعيت كنونی استفاده از GDSN را نشان می دهد و جدول زير بيانگر خلاصه‌ای از اين مطالعه است.

jj2جدول 2- برخی از شركت‌های استفاده‌كننده از GDSN و نتايج حاصل شده

4-4 – ارزيابی عملكرد

14

امروز ديگر GDSN نه يك چشم‌انداز بلكه يك فرايند كاري موجود و رو به گسترش در سازمان‌ها به حساب مي‌آيد. بر اساس آخرين گزارش GCI 30% حجم مبادلات جهاني از طريق اطلاعات هم‌زمان‌سازی شده توسط مخازن مورد تأیید GS1 صورت مي‌گيرد و توليد‌كنندگان و فروشندگان متعددي در سراسر جهان از مزاياي فراوان آن بهره‌مند هستند. بررسي موردكاوي‌هاي انجام شده نشان مي‌دهد كه GDSN در كاهش هزينه‌ها، بهبود بازدهي، افزايش فروش و تأمين بسترهاي لازم براي تعامل شركاي تجاري مؤثر است.
استقرار و فراگيري GDSN جرياني مشابه باركد خواهد داشت. فناوري باركد در آغاز توسط تعدادي از شركت‌هاي پيش‌رو به كار گرفته شد؛ و پس از سال‌ها استفاده يكنواخت از آن به جايگاهي رسيد كه ديگر هيچ محصولي بدون باركد مبادله نمي‌شود. مشابه اين جريان براي GDSN متصور است به نحوي كه در نهايت هیچ محصول مصرفي بدون تبادل الكترونيكي اطلاعات مبادله نمي‌شود.
با فراهم آمدن بخش‌هاي لازم نظير مجموعه استانداردهاي پايه، مرجع ثبت جهاني و مخازن اطلاعات GDSN ديگر تنها يك مفهوم نيست. بر اين پايه شركاي تجاري در حال هم‌زمان‌سازی اطلاعات اقلام و بهره‌گيري از مزاياي حاصل هستند. مزاياي حاصل از GDSN را مي‌توان مبتني بر شاخص‌هاي عملكرد پايه ارزيابي نمود. مدل عمومي اين ارزيابي شاخص‌هاي زير را در بر دارد: كيفيت اطلاعات، هزينه‌ها،‌ بازدهي و فروش.
توليدكنندگان و فروشندگان با استفاده از اين مدل مي‌توانند بهبودهاي حاصل از به‌کارگیری GDSN را سنجش كنند. به علاوه بايد شاخص مناسبي براي سنجش بهبود در روابط و تعاملات في‌مابين در نظر گرفته شود.
سنجش عملكرد بايد پيش از شروع پياده‌سازي GDSN مورد نظر قرار گرفته و معيارهاي مورد نظر جهت بهبود از طريق GDSN تعيين شود. ناديده گرفتن اين موضوع موجب مخفي ماندن اثربخشي استقرار GDSN در بهبود فعاليت‌هاي سازمان و شكل‌گيري استنباط نادرست از اثرات آن مي‌شود.

jj3

jj4جدول 4- عملكرد GDSN

jj6

شكل 8- معيارهای ارزيابی عملكرد

4-5 – شرايط لازم جهت استقرار موفقيت‌آميز GDSN

15

GDSN را نمي‌توان تنها يك فعاليت IT دانست زيرا به دنبال ايجاد تغييراتي در فرايندهاي كاري در جهت بهبود آنهاست. از اين رو استقرار كامل آن مستلزم پشتيباني كافي از سوي تمام بخش‌ها در چرخه عمر پروژه و پس از آن است. در اين راستا نكات اصلي زير را بايد در نظر گرفت:

  •  تعيين چارچوب ارزيابی عملكرد
    چارچوب مشخصي از معيارهاي عملكرد جهت سنجش اثرات GDSN از سوي مديران اجرايي سازمان بايد تعريف شود به نحوي كه جهت‌گيري فعاليت‌ها در راستاي نيل به معيارهاي هدف باشد.
  •  يكنواخت و كامل نمودن اطلاعات در سيستم‌هاي داخلي
    عامل مهم در تعامل كارا ميان شركا وجود اطلاعات استاندارد، كامل، دقيق و يكنواخت هر يك از سيستم‌هاي داخلي طرفين است. بنابراين بهبود كيفيت اطلاعات جهت دستيابي به ويژگي‌هاي فوق و فراهم‌ ساختن تمهيدات لازم جهت نگهداري اطلاعات پيش‌نياز هم‌زمان‌سازی به شمار مي‌رود. اين موضوع بر فعاليت‌هاي خاص IT و هم بر فرايندهاي كلي كاري اثرگذار است. بخش‌هاي مختلف سازمان بايد فرايندهاي لازم مديريت اطلاعات و مالكيت آن را پشتيباني كنند. IT نيز بايد ابزارهاي لازم را براي تحقق دسترسي به منبع يگانه اصلي محصول فراهم سازد.
  •  فراهم‌سازی بستر IT
    راه‌حل IT براي مديريت داخلي اطلاعات اقلام هم‌زمان‌سازی خارجي آن بايد پياده‌سازي شود. به اين منظور كليه زير سيستم‌هاي داخلي بايد يكپارچه‌سازي شده و ابزارهاي لازم براي هم‌زمان‌سازی اطلاعات اقلام، نهاد و قيمت بايد لحاظ شود.
  •  اهتمام شركا به پياده‌سازی
    شركاي تجاري بايد تلاش لازم را براي استقرار GDSN انجام دهند. به اين منظور ارتباطات دو سويه و هماهنگي مناسب براي ايجاد درك مشترك، تبادل بازخورها و سنجش بهبودهاي حاصل بايد برقرار شود.

4-6 – مشكلات پيش رو در پياده‌سازی GDSN

تجربيات موجود در زمينه پياده‌سازي GDSN، بيانگر وجود برخي از چالش‌ها و نقاط گلوگاهي است. بديهي است آشنايي با اين موارد مي‌تواند متوليان پياده‌سازي در پروژه‌هاي آتي را از ديدگاه‌ بهتري نسبت به موضوع برخوردار سازد. مهم‌ترين اين موارد به شرح زير است:

  •  كسب توافق و رضايت شركا جهت همكاري در GDSN
  •  كسب رضايت واحدهاي مختلف درون‌سازماني در يكپارچه‌سازي اطلاعات اصلي اقلام
  •  به‌کارگیری عناصر GDSN در بخش‌هاي مختلف عملياتي
  •  تنظيم قوانين نگهداري اطلاعات محصولات
  •  فراهم‌سازي بستر لازم ارتباطات B2B
  •  تشخيص انواع كد مورد استفاده در حوزه‌هاي مختلف شناسايي محصولات
  •  كيفيت اطلاعات موجود محصولات در سيستم‌هاي شركا
  •  كسب رضايت مديران ارشد
  •  مديريت تغييرات
  •  تطابق استانداردها با نيازها

بنابراين:
1- آمارها نشان‌دهنده روند مثبت رشد پياده‌سازي GDSN در سازمان‌ها است.
2-  اثربخشي GDSN را بايد با معيارهاي مناسب سنجيد تا بتوان ميزان سرمايه‌گذاري در آن را توجيه نمود.
3-  پياده‌سازي موفق GDSN مستلزم مشاركت همه سطوح مديريتي، فني و اجرايي درون‌سازماني و برون‌سازماني (شركا) است.

5- نتيجه‌گيری

16

همان‌گونه در فصل‌هاي قبل به آن اشاره شد، شرايط بازار رقابتي امروز شركت‌هاي فعال در عرصه توليد و عرضه محصولات را به سمت بهبود هر چه بيشتر شاخص‌هاي عملكرد سوق داده است. از سوي ديگر، آگاهي از اين موضوع كه جريان‌هاي اطلاعاتي با كيفيت ميان شركا نقش اساسي در كارايي آنها ايفا مي‌كند، تمايل به هم‌زمان‌سازی اطلاعات اصلي را به عنوان يكي از عوامل مهم و مؤثر در اين امر موجب شده است.
از ميان شيوه‌هاي ممكن جهت تحقق هم‌زمان‌سازی اطلاعات، شبكه هم‌زمان‌سازي اطلاعات اصلي مورد توافق و پذيرش شركاي تجاري قرار گرفته است زيرا اين شبكه ضمن فراهم‌آوري امكان هم‌زمان‌سازی، بار اصلي عملياتي آن را از دوش شركت‌ها برداشته و بر عهده گره‌هاي شبكه يعني مخازن اطلاعات قرار داده است. به عبارت ديگر، پيوستن به GDSN را مي‌توان برون‌سپاری مديريت اطلاعات اصلي ميان شركت‌هاي تجاري متعامل دانست.
شرط تحقق اين برون‌سپاری، سه عامل مهم زير است:
شبكه بسترساز GDSN را با الزامات مديريتي، فني و اجرايي خاص خود بايد عملياتي شود.
توليدكنندگان بايد با عضويت در شبكه اطلاعات اصلي با كيفيت را در شبكه نشر دهند.
فروشندگان بايد با عضويت در شبكه مشترك اطلاعات اصلي منتشر شده مورد نظر شوند.
بنابراين، فقدان هر يك از موارد فوق، جريان هم‌زمان‌سازی را با چالش روبرو خواهد نمود و تحقق موفقيت‌آميز آن مرهون اهتمام همه موجوديت‌هاي اثرگذار است.
در پايان اين سند، بايد به اين نكته توجه كرد كه هم‌زمان‌سازی اطلاعات اصلي تنها يكي از شرايط كافي براي بهبود كارايي است و با عنايت به هزينه‌هاي مرتبط بر آن تا زمان آگاهي از لازم بودن آن، در اولويت اجرايي شركت‌ها قرار نخواهد گرفت.
در ادامه پروژه در فاز بعد به تحليل اين شبكه پرداخته و نتايج حاصل در قالب سند «تحليل شبكه جهاني هم‌زمان‌سازی اطلاعات» ارائه خواهد شد.

آشنایی با استاندارد جهانی کد الکترونیکی محصول

1- مقدمه

شناسايي و تحليل استانداردها و ابزارهای GS1 با هدف كسب آگاهي از مجموعه دانش توليدي در سازمان GS1 در راستاي تسهيل ارتباطات B2B و B2C یکی از وظایف نمایندگی‌های سازمان جهانی GS1 در کشورهای مختلف است. مركز ملي شماره‌گذاري كالا و خدمات ايران نیز به عنوان نماینده GS1 بین‌الملل در کشور، اقدام به ترجمه و تحلیل استاندارهاي GS1 با هدف انتقال دانش و بومي‌سازي آن به منظور حل نيازمندي‌ها و پاسخ به نیازهای بخش‌های مختلف صنعت و تجارت کشور نموده است. کد الکترونیکی محصول و استاندارد آن یکی از محصولات GS1 در حوزه شفافیت داده‌های محصولات است که در این گزارش به معرفی آن می‌پردازیم. در شماره آتی مجله به معرفی سایر استانداردها و مفاهیم GS1 خواهیم پرداخت.
پيش‌فرض اين گزارش آن است كه خواننده با كليت استاندارد‌هاي GS1 آشنايي دارد. از اين رو در اين مقاله به كليت GS1 چه به لحاظ ساختار سازماني و چه به لحاظ محصولات، خدمات و راه حل‌ها پرداخته نمي‌شود.

2- تعاريف و اصطلاحات

اطلاعات اصلي: اطلاعات اصلي مجموعه اطلاعاتي است كه به تشريح ويژگي‌ها و ساختارهاي هر قلم کالا يا نهاد درگير در فرايندهاي زنجيره تأمین مي‌پردازد. هر مجموعه را مي‌توان به طور يكتا به كمك GTIN براي اقلام و GLN براي نهادها شناخت. اطلاعات اصلي را به دو دسته اطلاعات اصلي مستقل و وابسته تقسيم‌بندي مي‌شوند. اطلاعات اصلي بستر سيستم‌هاي اطلاعاتي کسب‌وکار را شكل مي‌دهد.
اطلاعات اصلي مستقل: آن بخش از اطلاعات اصلي است كه ميان نهادهاي متعدد به اشتراك گذارده می‌شود. مثال: GTIN، شرح قلم،‌ اندازه‌گيري‌ها، قيمت‌ها، GLN و نشاني‌ها. بسياري از مخازن اطلاعات تنها به تبادل اطلاعات اصلي مستقل مي‌پردازند.
اطلاعات اصلي وابسته: آن بخش از اطلاعات اصلي است كه مورد توافق دو شريك تجاري قرار گرفته است و مبتني بر روابط فی‌مابین تعريف مي‌شود. مثال: شرايط بازاريابي، تخفيف‌هاي قيمت و توافقات لجستيكي.
نهاد (مکان): يك نهاد، محل هر موجوديت فعال قانوني، كاركردي يا فيزيكي در هر نقطه از زنجيره تأمین است كه مي‌توان اطلاعات از پيش تعريف‌شده‌اي را از آن بازخواني نمود. هر نهاد با GLN مربوط به صورت منحصربه‌فرد شناسايي مي‌شود.
منبع اطلاعات: نهادي است كه به ارائه اطلاعات اصلي به گروهي از شركاي تجاري مي‌پردازد. اين نهاد متولي رسمي اطلاعات است و مسئوليت به‌روزآوری اطلاعات هر قلم يا نهاد تحت پوشش را بر عهده دارد. به منبع اطلاعات «ناشر» نيز اطلاق مي‌شود. سازندگان و تأمین‌کنندگان از مصاديق منابع اطلاعات هستند.
دریافت‌کننده نهايي اطلاعات: نهاد مجاز به مشاهده، استفاده و ذخيره اطلاعات اصلي ارائه شده توسط يك منبع اطلاعات است. اين نهاد مجاز به روزآمدسازي اطلاعات اصلي در يك مخزن اطلاعات عمومي نيست. به اين نهاد «مشترك» نيز اطلاق مي‌شود.
مخزن اطلاعات: منبع الكترونيكي دريافت، نگهداري و تبادل اطلاعات اقلام و نهادها در قالب استاندارد است. شركاي تجاري مختلف با بهره‌گيري از اين مخزن اطلاعات اصلي بانك‌هاي اطلاعات داخلي خود را همزمان مي‌سازند.
تعاملات درون شبكه‌اي: به منظور فراهم‌آوري اطلاعات اصلي مورد نياز كاربران در قالبي استاندارد و شيوه‌اي شفاف، مخازن اطلاعات و مرجع ثبت جهاني با اتصال با يكديگر مخزن اطلاعات منطقي واحدي را ايجاد مي‌كنند. با اين مفهوم Interoperability اطلاق مي‌شود. (به صورت فيزيكي جدا و به صورت منطقي يكپارچه)
هم‌زمان‌سازی اطلاعات اصلي: توزيع به موقع و تحت نظارت اطلاعات اصلي استاندارد و مورد تأیید از منبع اطلاعات به دریافت‌کننده نهايي اين اطلاعات است. اين فرايند پيش‌نياز مفهوم تجارت الكترونيكي آسان است. هم‌زمان‌سازی مبتني بر استانداردهاي كدينگ GS1 در سراسر زنجيره تأمین حاصل مي‌شود. اين فرايند زماني كامل تلقي مي‌شود كه پيام دريافتي مبني بر تأیید دريافت اطلاعات توزيع شده به منبع اطلاعات ارسال شود. در فرايند هم‌زمان‌سازی اطلاعات اصلي، منابع اطلاعات و دریافت‌کنندگان نهايي از طريق شبكه مخازن اطلاعات و مرجع ثبت جهاني به يكديگر متصل مي‌شوند. اين شبكه، شبكه هم‌زمان‌سازي جهاني اطلاعات نام دارد.
رويداد: به هر نوع تغيير وضعيت سيستم رويداد گويند. مثال: ايجاد يا تغييرات اطلاعات اقلام، نهادها،‌ مجوزها، شناسنامه‌ها، پيام‌ها، تكميل اطلاعات اشتراك، توزيع اطلاعات، ارسال پيام، دريافت پيام.
سرویس‌های مرکزی EPCGlobal: سرویسهای مرکزی، سرویسهای قابل دسترس در شبکه هستند که به وسیله‌ی EPCGlobal و نمایندگانش اداره می‌شوند. این سرویس‌ها به وسیله واسطه‌های تعریف شده در چارچوب معماری EPCGlobal، سرویس‌های رایجی را برای همه مشترکان شبکه EPCGlobal فراهم می‌کنند.
سازمان منتشرکننده: سازمانی است که مسئول انتشار بسته‌های کد در یک قسمت تعریف شده از یک فضای مشخص است. برای کدهای الکترونیکی کالا، سازمان منتشرکننده شامل GS1 (برای کدهای بر مبنای GS1 مانند SGTIN، SSCC و غيره) و سازمان دفاع آمریکا (برای کدهای DoD).
یک سازمان منتشرکننده بسته‌‍‍‌‌‌‌ای از کدهای الکترونیکی کالا را برای یک مدیرEPC منتشر می‌کند.

3- مقدمه‌ای بر EPCGlobal

در بازار پرتنش و رقابتي جهان امروز، زنجيره‌هاي تأمین به دنبال تضمين بقا و دوام خود در بازار از طريق افزايش كارايي عمليات هستند. بهبود كارايي زنجيره‌ها را در دو جريان كلي مي‌توان جستجو نمود: جريان اطلاعات و جريان كالا. بهبود جريان اطلاعات كالا متناظر با جريان فيزيكي كالا موضوعي است كه مورد توجه متوليان استاندارد GS1 است. براي بهبود جريان اطلاعات بايد دو مؤلفه اصلي آن را مورد نظر قرار داد:

  •  تسهيل شناسايي موجوديت‌هاي اثرگذار بر مديريت زنجيره كه بارزترين آنها محصولات در گردش است.
  •  تسهيل تبادل اطلاعات جمع‌آوري شده از محصولات ميان شركاي يك زنجيره.

اطلاعات مورد تبادل را در سه سطح مي‌توان دسته‌بندي نمود. در سطح اول، اطلاعات اصلي محصولات جهت ايجاد درك مشترك از محصولات و نهادها ميان شركاي تجاري از طريق استاندارد GDSN مبادله مي‌شود. در سطح دوم، اطلاعات تراكنشي نظير اطلاعات سفارش‌ها، تحويل محصولات، صورت‌حساب‌ها و پرداخت‌هاي فی‌مابین از طريق استاندارد eCom مبادله مي‌شود. در سطح آخر، اطلاعات پوياي موجوديت‌ها ناشي از تغيير وضعيت‌ آن‌ها در ابعاد مختلفي نظير زمان و مكان، در دسترس شركا قرار مي‌گيرد كه توسعه استاندارد EPCglobal، با هدف فراهم‌آوري بستر لازم جهت تحقق اين امر يعني تبادل اطلاعات پوياي موجوديت‌ها صورت مي‌گيرد. بديهي است پيش‌نياز تبادل اطلاعات در تمام سطوح مطرح‌شده شناسايي منحصربه‌فرد موجوديت‌ها است كه از طريق استاندارد كليدهاي شناسايي GS1 انجام مي‌شود.
به آگاهي از تغيير وضعيت‌هاي حاكم بر هر موجوديت، اغلب جستجو و رديابي اطلاق مي‌شود. EPCglobal يك راه حل استاندارد مناسب براي رفع چالش‌هاي پيش رو در جستجو و رديابي است زيرا پس از پياده‌سازي صحيح، اين امكان را فراهم مي‌سازد تا تغيير وضعيت‌هاي حاكم مورد توجه از هر موجوديت را ثبت نمود و سپس در دسترس مخاطبان قرار داد.
اصلي‌ترين نتيجه حاصل از پياده‌سازي موفقيت‌آميز EPCglobal، ايجاد شفافيت در گردش موجوديت‌ها است. به عبارت ديگر، اطلاعات جامعي از پيشينه هر موجوديت در دسترس ذي‌نفعان قرار مي‌گيرد تا بر اساس آن بتوانند برنامه‌ريزي‌هاي دقيق‌تري را انجام داده و سپس اجرا كنند. اين امر به نوبه خود، افزايش كارايي زنجيره تأمین را در پي خواهد داشت. زيرا بخش اعظمي از هزينه‌هاي تحميلي ناشي از عدم برنامه‌ريزي‌هاي دقيق و به دنبال آن اجراهاي ناكارآمد است.
نكته‌ مهمي كه بايد به آن توجه نمود آن است كه كيفيت اطلاعات مورد نظر پيش از تبادل و بهره‌گيري از EPCglobal بايد در حد قابل قبول باشد زيرا عدم رعايت اين پيش‌نياز تنها سرعت تبادل اطلاعات ناصحيح را مضاعف و به توليد پراكندگي و بي‌نظمي مي‌پردازد.

4- مروری بر پيشينه EPCGlobal

نخستين آزمايشگاه شناسايي خودكار با هدف توسعه فناوري‌هاي نوين زنجيره تأمین در حوزه شناسايي موجوديت‌ها در سال 1999 افتتاح شد. چهار سال پس از اين رويداد، سازمان EPCglobal با هدف تجاري نمودن يافته‌هاي علمي اين آزمايشگاه ايجاد شد. اين سازمان كه حاصل همكاري مشترك ميان GS1 بین‌الملل وGS1 US است، استاندارد جهاني كد الكترونيكي محصول را با پشتيباني و همكاري‌هاي علمي و مالي بخش‌هاي مختلف علمي،‌ صنعتي و تجاري توسعه داده است.
از آنجا كه اين استاندارد به عنوان يك راه حل تبادل اطلاعات پوياي موجوديت‌ها مطرح است بايد نيازمندي‌هاي مطرح در اين زمينه را جمع‌آوری و سپس مبتني بر اصول و قواعد علمي پاسخ مناسب را ارائه كند. برخي از اين چالش‌ها و راه حل‌هاي ارائه شده در ادامه ارائه مي‌شود.

5- كد الكترونيكی محصول یا EPCGlobal چیست؟

كد الكترونيكي محصول یا EPCGlobal (از این پس به اختصار EPCG) يكي از استانداردهاي GS1 است. این کد شماره منحصربه‌فردي است كه يك كالا را در زنجيره تأمین شناسايي مي‌كند. اين كد بر روي يك برچسب (Tag) شناسايي فركانس راديويي (RFID) ذخيره شده كه از يك تراشه سیلیکون و يك آنتن تشكيل يافته است. هنگامي كه اين كد از برچسب بازيافت مي‌شود، مي‌تواند داراي اطلاعات پويا از قبيل مبدأ و تاريخ توليد كالا باشد؛ مانند شماره جهانی قلم تجاري (GTIN) و شماره شناسايي خودرو (VIN). كد الكترونيكي كالا كليدي است جهت بهره‌برداري از توان سيستم‌هاي اطلاعاتي كه قسمتي از شبكه كد الكترونيكي كالا است.
استاندارد EPCG بر اساس پشتوانه‌هاي علمي و با هدف پاسخگويي به نياز‌هاي بازار در حوزه شفاف‌سازی توسعه يافته است.
استاندارد EPCG از سه سيستم اصلي زیر تشکیل شده است:

  •  سيستم شناسايي يكتاي محصولات
  •  سيستم به اشتراک‌گذاری اطلاعات محصولات
  •  سيستم جستجوي اطلاعات محصولات

6- تبادل اطلاعات پويا (نيازها، راه حل‌ها)

در اين قسمت، موارد لازم‌ جهت تحقق شبکه EPCGlobal ارائه مي‌شود. به اين منظور، اصول حاكم بر شبکه EPCG، فرايندهاي كاري لازم براي تبادل و به كارگيري اطلاعات اصلي، تشريح نقش‌ها و وظايف موجويت‌هاي فعال فرايندها و چگونگی ایجاد کدهای EPC تشریح مي‌شود.

6-1 . معرفی شبکه EPCG

چارچوب معماري EPCG در واقع مجموعه‌اي از استانداردها براي سخت‌افزار، نرم‌افزار و واسطه‌هاي داده است، كه همگي با هم در يك جهت كلي و آن هم بهبود زنجیره تأمین به وسیله EPC حركت مي‌كنند.
ذينفعان اصلي اين شبكه (EPCG) مشتركان آن و ارائه‌دهندگان راه حل هستند. يك مشترك EPCG به هر سازماني گويند كه از خدمات EPCG استفاده مي‌كند يا در پروسه توسعة استانداردهاي EPCG در جهت توليد استاندارد شركت دارد. مشتركان EPCG را مي‌توان به دو قسمت تقسيم كرد كاربران نهايي و ارائه‌دهندگان راه حل (SP). يك كاربر نهايي يك مشترك EPCG است كه از خدمات EPCG و استانداردهاي آن در عمليات سازماني‌اش استفاده مي‌كند. يك SP، سازماني است كه استانداردها و خدماتي كه كاربران نهايي EPCG از آن استفاده مي‌كنند را پياده‌سازي مي‌كند. (یک فراهم آورنده راه حل می‌تواند مشترک باشد یا نباشد)

6-2 . چارچوب معماری EPCG

چارچوب معماري EPCG از سه قسمت اصلي تشكيل شده است:

  •  استانداردهاي مبادله اشياء فيزيكي
  •  استانداردهاي مبادله داده
  •  استانداردهاي زيرساختيEPCG

1

شکل 1: چارچوب معماری EPCG

6-2-1 . استانداردهای مبادله اشياء فيزيكی

به عنوان EPC شناخته مي‌شوند. براي بسياري از كاربران نهايي EPCG اشياء فيزيكي در واقع كالاهاي تجاري هستند. مشتركان EPCG در واقع هر يك جزئي از يك زنجیره تأمین هستند كه كالاهاي تجاري را دريافت يا ارسال مي‌كنند. اين استانداردها در واقع به منظور تسهيل در امر مبادله كالا و نيز تعيين اينكه هر كالايي از كجا آمده است به وجود آمده‌اند.

6-2-2 . استانداردهای مبادله داده

به منظور افزايش شفافیت اشياء فيزيكي كه مشتركان EPCG در خارج از چارچوب سازمانشان مبادله مي‌كنند به وجود آمده است. اين استانداردها وسيله‌اي را براي مشتركان EPCG به وجود آورده است كه بتوانند داده‌هاي خود را در رابطه با EPC ها با يكديگر كه به صورت يك تعامل ما بین شرکا است به اشتراك بگذارند.

6-2-3 . استانداردهای زيرساختی

به منظور به اشتراك‌گذاري داده‌هاي EPC، هر مشترك EPCG عملياتي را در سازمان خود به منظور خلق EPC براي اشياء جديد انجام مي‌دهد سپس حركت اين اشياء را با پيگيري EPC هايشان تعقيب مي‌كند و در نهايت اين اطلاعات به دست آمده را در سيستم خود ضبط مي‌كند. اين استانداردها براي اجزاء زيرساختي شبکه EPCG كه نيازمند جمع‌آوري و ضبط داده‌هاي EPC هستند به وجود آمده است و به مشتركان اجازه ساخت سيستم‌هاي داخلي‌شان براي استفاده از اجزاي interoperable را مي‌دهد.
اين ديدگاه به ما به منظور فهم كلي سازمان و محدود چارچوب معماري EPCG كمك مي‌كند ولي نبايد به تنهايي مورد توجه قرار بگيرد. در بسياري از موارد دو دسته‌بندي اول به عنوان تعاملات میان سازمانی و دسته آخر به عنوان عمليات داخل سازمانی شناخته و توصيف مي‌شوند كه اين هم خود هميشه درست نيست. به عنوان مثال، يك سازمان ممكن است كه صرفاً از EPC براي تعقيب دارايي‌هاي داخلي سازمانش استفاده كند كه در اين مورد سازمان از استانداردهاي مبادله اشياء فيزيكي استفاده كرده است در حالي كه هيچ‌گونه عمليات میان سازمانی رخ نداده است يا يك سازمان ممكن است بعضي از عمليات داخل سازمان خود برون‌سپاری كند كه در اين صورت از استانداردهاي زيرساختي فراتر از مرزهاي سازمان استفاده شده است. در نهايت چارچوب معماري EPCG به منظور دادن اختيارات وسيعي به مشتركانش در جهت اجراي استانداردها طراحي شده است كه با نيازهاي مشتركان تطابق داشته باشد.

6-3 . ماژول‌های اصلی استاندارد EPCG

استاندارد EPCG براي فراهم آوردن امكان رديابي و توليد و نشر اطلاعات هر رويداد موجودیت‌های در گردش زنجيره تأمین، از سه ماژول اصلي تشكيل شده است:

  •  شناسايي موجوديت كه به استانداردهاي برچسب‌هاي RFID و نحوه ذخيره كد بر روي آن‌ها مي‌پردازد.
  •  دريافت اطلاعات موجوديت كه به استانداردهاي نحوه دريافت و فيلتر اطلاعات حاصل از خواندن برچسب‌ها توسط برچسب‌خوان‌ها‌ مي‌پردازد.
  •  تبادل اطلاعات موجوديت كه به استانداردهاي نحوه ذخيره اطلاعات در سيستم‌هاي اطلاعاتي و جستجو و بازخواني آن‌ها مي‌پردازد.

در شکل 2 این ماژول‌ها به صورت شماتیک ارائه شده است.

2شكل 2: ماژول‌های اصلی استاندارد

7- اصول اساسی EPCG

يك اصل پايه‌اي معماري شبکه EPCG اين است كه به اشياء فيزيكي، محموله‌ها، مكان‌ها، دارايي‌ها و ديگر موجوديت‌هايي كه بايد مورد ردیابی قرار بگيرند يك شناسه يكتا تخصيص مي‌دهد. شناسه يكتا بدين معني است كه نام تخصيص‌يافته به يك موجوديت متفاوت از نام تخصيص‌يافته به موجوديت ديگر باشد. در معماري شبکه EPCG، شناسه يكتا همان EPC است.
نکته دیگر در خصوص کدهای EPC تطابق‌پذیری با ساختارهای کنونی است. EPC تنها يك ساختار مجزا نيست بلكه می‌تواند مجموعه‌اي از چندين ساختار باشد. چنين ويژگي‌اي اين اجازه را مي‌دهد كه يك ساختار فعلي بتواند با سيستم EPC همتا شود. بنابراين EPC يك شناساننده جهاني است. اين ويژگي بسيار مهم است براي اينكه از تطابق EPC با ديگر سيستم‌ها مطمئن شويم.
براي مثال، هر دوي كدهاي GS1 SSCC و GS1 GRAI يك EPC معتبر هستند. سایر نمايش‌هاي EPC از بخشی به نام عنوان بهره مي‌برد تا بتواند يك طرح شناسايي را از ديگري تشخيص دهد. در قسمت بعد در این خصوص بیشتر توضیح داده می‌شود.

8- زيربناهای معماری EPCG

در اين قسمت عناصر طراحي كليدي در چارچوب معماري EPCG شرح داده مي‌شود:

8-1- كد الكترونيكی كالا

كد الكترونيكي كالا بستري است براي دستيابي به اصل شناسايي يكتاي كالا. كد الكترونيكي كالا براي اشياء فيزيكي، محموله‌ها، مكان‌ها، دارايي‌ها و ديگر موجوديت‌هايي كه بايد در شبكه EPCG در راستاي اهداف تجاري ردیابی شوند تعيين و به كار مي‌رود. چگونگی ایجاد این کد در ادامه تشریح می‌شود.

8-2 – مدیر EPC

يك شاخص كليدي شناسايي كه در چارچوب معماري EPCG به كار مي‌رود تمركززدايي است. غيرمتمركز شدن به وسیله مفهوم مدیر EPC به دست مي‌آيد. مدیر EPC، به مشتركي از EPCG اطلاق مي‌شود كه اجازه استفاده از يك قسمت از فضاي EPC را كه به وسیله سازمان منتشرکننده صادر شده را دارد. مدیر EPC مي‌تواند مستقلاً EPC را به اشياء فيزيكي يا ديگر موجوديت‌ها، بدون دخالت سازمان منتشرکننده تخصيص دهد. مدیر EPC دو مسئوليت ويژه در چارچوب معماري EPCG دارد كه آن را از ديگر مشتركان EPCG متمايز مي‌كند كه عبارت‌اند از:

  •  مدیر EPC‌ مسئول تخصيص يك EPC جديد به يك شيء فيزيكي يا يك موجوديت از بين EPC هاي تخصيص داده شده به او است. در قبال اين مسئوليت، مدیر EPC باید از خصوصيت يكتا بودن EPC مطمئن شود.
  •  مدیر EPC مسئول نگهداري ركوردهاي ONS براي قسمتي از EPC ها است كه به او تعلق گرفته است. ركوردهاي ONS نقطه ورود براي انواع عمليات جست‌وجوی جهاني هستند. البته اين مسئوليت محدود به قسمت‌هايي كه از EPC هايي است كه به وسیله مدیر EPC براي اشيايي كه با ديگر مشتركان مبادله مي‌شود تخصيص داده شده است. مگر نه قسمت‌هايي از EPC كه براي استفاده داخلي به وسیله مدیر EPC به كار مي‌روند نيازي ندارند كه در ONS ثبت شوند همچنين ممكن است مدیر EPC نخواهد كه امكان جست‌وجو به وسیله ONS براي او فراهم شود در اين صورت واضح است كه نيازي به نگهداري ركوردهاي ONS نداريم. علاوه بر اين دو مسئوليت مدیر EPC هيچ‌گونه مسئوليتي در قبال EPC هايي كه مديريت مي‌كند در مقايسه با ديگر مشتركان EPCG ندارد.

8-3 . شماره مدیر EPC

سازمان منتشرکننده اجازه استفاده از يك بسته EPC را به مدیر EPC‌ از طريق دادن يك شماره به مدیر EPC مي‌دهد. يك كاربر نهايي ممكن است شماره‌هاي مختلفي از مديريت‌هاي مختلف نگه دارد؛ بنابراين تحت كنترل چندين مدیر EPC است. شماره مدیر EPC در همه ساختار طرح‌هاي كدينگ به عنوان يك فيلد مجزا نشان داده مي‌شود. اين طرز نمايش به هر سيستمي به راحتي اجازه شناسايي مدیر EPC را از يك كد EPC داده شده مي‌دهد. اين خصوصيت بسيار مهم است براي اينكه از مقياس‌پذيري كل سيستم مطمئن شويم. به عنوان مثال، يك جستجوگر ONS از نظر مفهومي در يك جدول بزرگ جست‌وجو مي‌كند كه هر EPC را به مكان سیستم اطلاعاتی‌اش مي‌نگارد ولي داشتن شماره مدیر EPC به عنوان يك فيلد مجزا به ONS اين امكان را مي‌دهد كه به عنوان مجموعه‌اي از جداول كه هر كدام توسط مدیر EPC با بسته‌های EPC خاص پياده‌سازي شود.
در شکل 3 ساختار شماره‌های EPC و اینکه چه کسی مسئولیت بخش‌های مختلف آن را به عهده دارد، به صورت شماتیک نشان داده شده است.

3شکل 3- ساختار و بخش‌های کدهای EPC

همانطور که پیش‌تر اشاره شد، انواع شماره‌های شناسایی GS1 را می‌توان با استفاده از دستورالعمل مشخصی به کدهای الکترونیکی محصول تبدیل نمود. در شکل 4 این موضوع به صورت شماتیک تشریح شده است.

4
شکل 4- چگونگی تبدیل یک شماره GTIN به یک شماره EPC

اغلب طرح‌هاي كدينگي كه در حال حاضر به وسیله استاندارد مشخصات داده تعريف مي‌شود بر اساس طرح‌هاي كدينگ موجود در صنعت فعلي است. براي مثال: پنج نوع از EPC ها بر اساس كدهاي خانواده GS1 هستند: SGTIN و SSCC و SGLN و GRAI و GIAI. در همه اين كدهاي GS1، شماره مدیر EPC يكي است كه همان پيشوند شركت GS1 است كه اساس كدهاي GS1 را تشكيل داده است. در شکل 5 این موضوع نشان داده شده است.

5

شکل 5- کلیدهای شناسایی مهم GS1 و شماره‌های EPC معادل آنها

8-4 . داده‌های سطح نمونه در مقابل داده‌های سطح کلاس

همان طوري كه گفتيم EPC به طور منحصربه‌فرد به اشياء فيزيكي و ساير موجوديت‌ها اختصاص داده مي‌شود. در بعضي از موارد، ضروري است كه داده‌ها به كلاسي از اشياء تعلق گيرد تا به يك شيء خاص. در مورد كالاهاي مصرفي، يك كلاس از اشياء به همه نمونه‌هايي از يك محصول خاص اشاره دارد (واحد نگهداري در انبار) براي مثال: يك كلاس نشان‌دهنده بسته‌هاي 24 تايي نوشابه است، براي كدهاي الكترونيكي كالا كه داراي سه قسمت شماره شناساننده کلاس شی، مدیر EPC و شماره سريال هستند، كلاس محصول به طور منحصربه‌فرد به وسیله دو شماره اول شناخته مي‌شود. SGTIN به عنوان مثال طرح كدينگي است كه در صنعت بسته‌بندی کالاهای مصرفی به كار رفته و داراي چنين ساختاري است. در اين مثال خاص، شماره مدیر EPC و شناساننده کلاس شی در واقع قابل تبديل به كد GTIN كه در خارج از عرصه EPC براي نشان دادن كلاس محصول به كار مي‌رود است.
بعضي از انواع EPC ها براي شناسايي چيزهايي به كار مي‌روند كه معناي خاصي در طبقه‌بندي كلاس‌هاي شيء ندارند. به عنوان مثال: SSCC نوعي از EPC است كه براي شناسايي محموله‌های ترابري به كار مي‌رود كه هر محموله مي‌تواند شامل دسته‌هاي منحصربه‌فردي از محصولات باشد. كدهايي از اين قبيل اغلب داراي ساختاري دو قسمتي هستند كه شامل شماره مدیر EPC و يك شماره سريال است.

8-5 . سيستم‌های اطلاعاتی EPC

اصلي‌ترين وسيله براي مبادله كالا ميان مشتركان EPCG در چارچوب معماري EPCG، سيستم‌هاي اطلاعاتي EPC هستند. همان طوري كه در پايين توضيح داده خواهد شد سیستم اطلاعاتی شامل هم واسطه براي مبادله كالا و هم مشخصات داده است.
داده‌هاي سیستم اطلاعاتی، اطلاعاتي است كه شرکا تجاري براي به دست آوردن ديد بيشتر در مورد اينكه چه اتفاقي براي اشياء فيزيكي در مكان‌هايي تحت كنترل مستقيم آنها نيست مي‌افتد است. البته داده‌هاي سیستم اطلاعاتی، مي‌تواند در ميان مرزهاي يك سازمان نيز به كار گرفته شود. براي بسياري از صنايع كه از EPCG استفاده مي‌كنند، داده‌هاي سیستم اطلاعاتی مي‌توانند به چهار دسته تقسيم شوند كه عبارت‌اند از:

8-5-1 . داده‌های ايستا

در تمام طول عمر شيء فيزيكي تغيير نمي‌كنند. اين داده‌ها شامل دو دسته مي‌باشند:

  •  داده‌های ایستا در سطح کلاس داده‌هايي هستند براي همه اشيايي كه در يك كلاس قرار می‌گیرند.
  •  داده‌های ایستا در سطح نمونه: كه ممكن است از يك نمونه به نمونه ديگر در كلاسي خاص متفاوت باشد، نمونه‌هايي از داده‌هاي ايستاي سطح نمونه عبارت‌اند از: تاريخ توليد، شماره انباشته، تاريخ انقضا و غيره.

8-5-2 . داده‌های مبادله‌ای

در طول عمر يك شيء فيزيكي تغيير و رشد پيدا مي‌كنند و شامل موارد زير هستند:

  •  داده‌های مشاهده‌ای نمونه‌ای: كه رويدادهايي را كه در مدت عمر يك يا چند EPC خاص اتفاقي مي‌افتد را ثبت مي‌كند. به عنوان مثال، عبارت زير نمونه‌اي از يك داده مشاهده‌ای نمونه‌ای است:
    «EPC، X، در ساعت 12:03 بعدازظهر و در تاريخ 15 مارس 2004 از مركز بخش ACMe شماره 2 حمل شده است و در ساعت 3:45 بعدازظهر و در تاريخ 22 ژانويه 2005 EPC هاي انتخاب شده به درون پالت با XEPC در کارخانه Boston انتقال يافته است».
    بيشتر داده‌های مشاهده‌ای نمونه‌ای داراي چهار بعد هستند: زمان، مكان، يك يا چند EPC و مراحل پروسه تجاري.
  •  داده‌های مشاهده‌ای مقداری: كه رويدادهايي را در مورد اندازه‌گيري مقدار اشياء موجود در يك كلاس اشياء خاص را ثبت مي‌كند. به عنوان مثال عبارت زير نمونه‌اي از يك داده مشاهده‌ای مقداری است:
    «4100 نمونه از شيء كلاس C‌ در ساعت 2:00 صبح روز 16 ژانویه 2003 در مغازه Retailmart شماره 23 وجود دارد».
    بيشتر داده‌های مشاهده‌ای مقداری داراي پنج بعد هستند: زمان، مكان، كلاس شيء، مقدار و مراحل پروسه تجاري.
  •  داده‌های مبادله‌ای تجاری: كه ارتباطات بين يك يا چند EPC را با يك مبادله تجاري ثبت مي‌كند. به عنوان مثال عبارت زير نمونه‌اي از يك داده مبادله‌ای تجاری است:
    «پالت با X EPC‌ به وسیله اجراي سفارش خريد شماره 23 در ساعت 2:20 بعدازظهر توسط شركت ACMe حمل شده است».
    بيشتر داده‌های مبادله‌ای تجاری داراي چهار بعد هستند: زمان، يك يا چند EPC، يك مرحله پروسه تجاري و يك شناساننده مبادله تجاري.
    داده‌هاي مبادله‌اي متفاوت از داده‌هاي ايستا هستند نه فقط به خاطر اينكه آنها در طول عمر يك شيء فيزيكي رشد و تغيير مي‌كنند بلكه علاوه بر آن داده‌هاي مبادله‌اي براي يك EPC مورد نظر معمولاً توسط شركت‌هاي مجزاي زيادي در طول يك زنجیره تأمین توليد مي‌شود. براي مثال، شيءاي داريم كه توسط تولیدکننده A توليد شده است، كه آن توليدكننده شركت حمل‌ونقل B را براي حمل شيء مورد نظر به مركز بخش C به كار گرفته است كه شركت بخشي C نيز خود از طريق فراهم آورندگان تأمین لجستیک، D، اشياء را به عمده‌فروش E مي‌رساند. هنگامي كه شيء به عمده‌فروش E مي‌رسد، همه پنج شركت داده‌هاي مبادله‌اي را در رابطه با EPC شيء جمع‌آوري كرده‌اند. در مقابل آن، داده‌هاي ايستا، اغلب به طور منحصربه‌فرد از طريق تولیدکننده A توليد مي‌شود. نکته چالش‌انگيز شبکه EPCG اين است كه به هر شركت‌كننده معتبر در زنجیره تأمین اجازه دسترسي به داده‌هاي مبادله‌اي از هر شرکت‌کننده ديگري را مي‌دهد.

در هنگام توجه به چارچوب نقش‌ها و واسطه‌ها باید به یک نکته مهم دقت نمود و آن هم چارچوب معماری در مقابل معماری سیستمی است.
چارچوب معماري EPCG مجموعه‌اي از استانداردهاي به هم مرتبط براي سخت‌افزارها، نرم‌افزارها و واسطه‌هاي داده‌اي است كه به وسیله يك سرويس مركزي كه توسط EPCG و توسعه دهندگانش راهبري مي‌شود گرد هم جمع شده‌اند. هر يك از كاربران نهايي EPCG كه از عناصر شبکه EPCG بهره مي‌برند به طور خاص، داراي يك معماري سيستمي براي پیاده‌سازی‌شان هستند كه شامل اجزا سخت‌افزاري و نرم‌افزاري متفاوت است كه اين اجزا ممكن است از استانداردهاي EPCG براي ارتباط با همديگر و سيستم‌هاي خارجي استفاده كنند. چارچوب معماري EPCG نه براي كاربران نهايي خود يك معماري سيستمي خاصي را تعريف كرده است و نه اجزاي نرم‌افزاري و سخت‌افزاري خاصي را ديكته مي‌كند. اجزاي سخت‌افزاري و نرم‌افزاري معماري در سيستم‌هاي كاربران نهايي ممكن است توسط خودشان ايجاد شود يا از فروشندگان تهيه شود. ولي در هر صورت تعريف اين اجزاء خارج از دامنه چارچوب معماري EPCG است. چارچوب معماري EPCG تنها واسطه‌هايي را تعريف مي‌كند كه ممكن است اجزاي كاربران نهايي آن را اجرا كنند. چارچوب معماري EPCG از محدود كردن اجزا به منظور دادن حداكثر آزادي به كاربران نهايي در طراحي معماري‌هاي سيستم در راستاي اهداف و ترجيحاتشان خودداري مي‌كند و تنها استانداردهاي واسطه‌اي را به منظور اطمينان از كار كردن سيستم‌هاي مختلف كه توسط كاربران نهايي مختلف توسعه داده شده‌اند را تعريف مي‌كند.
بر اساس همين دليل كه چارچوب معماري EPC يك سيستم معماري خاص را تعريف نكرده است در اين سند صحبتي از استفاده از اجزاي خاص و روابط بينشان بر اساس يك ساختار خاص نمي‌كنيم. به هر حال به منظور فهميدن و درك ارتباطات ميان اجزا و سرويس مركزي EPCG، به نظر مفيد است كه چگونه از آنها در يك سيستم معماري استفاده مي‌شود. بنابراين در ادامه اين بحث، يك معماري سيستم فرضي را توصيف مي‌كنيم براي اينكه به وسیله آن مشخص كنيم كه چگونه اجزاي شبکه EPCG با همديگر در تعامل هستند.
يك معماري سيستم كاربر نهايي ممكن است تنها نياز داشته باشد كه بخشي از استانداردهاي EPCG و سرويس‌هاي مركزي‌اش را استفاده كنند. به عنوان مثال، يك برنامه كاربردي RFID كه از برچسب‌های EPC كه به طور كامل در داخل مرزهاي يك سازمان وجود دارد ممكن است از پروتكل برچسب UHF dass1 Gen2 و استانداردهاي مشخصات داده برچسب استفاده كند ولي نيازي به استفاده از ONS نداشته باشد.
ارتباط ميان نقش‌هاي سخت‌افزاري و نرم‌افزاري كه در اينجا بيان شد و يا اجزاي سخت‌افزاري يا نرم‌افزاري كه به وسیله يك كاربر نهايي توسعه داده مي‌شود ممكن است ضرورتاً یک‌به‌یک نباشد. براي مثال، براي انجام پروسه تجاري، وارسی كردن يك محموله كه از برچسب‌هاي RFID استفاده مي‌شود، يك كاربر نهايي ممكن است سيستمي را توسعه دهد كه در آن يك کد خوان RFID، فيلترينگ و مجموعه مياني و برنامه‌هاي كاربردي سیستم اطلاعاتی دریافت جدا استفاده شده باشد. كاربر نهايي ديگري ممكن است يك سيستم پرتال وارسی يكپارچه را توسعه دهد كه در آن همه اين سه ماژول در يك بسته تركيب شده‌اند. به همين دليل در اين سند بسيار دقت شده به استفاده از «نقش‌ها» نسبت به «اجزا» وقتي كه درباره عناصر سيستمي‌اي كه از يك استانداردهاي واسطه‌اي خاص استفاده مي‌كنند صحبت مي‌شود.

9- نتیجه‌گیری

کد الکترونیکی محصول و استاندارد EPCGlobal یکی از محصولات GS1 در حوزه شفافیت داده‌های محصولات است. این استاندارد دارای سه مفهوم اصلی برای پاسخ به نیازهای زنجیره تأمین است که عبارت‌اند از: 1- شناسایی (identify) 2- اخذ داده‌ها (capture) 3- تبادل (exchange) که در شکل 6 مشخص شده‌اند.

6شکل 6- مفاهیمEPC

راه حل EPC برای شناسایی هر محصول استفاده از کدهای الکترونیکی محصول است. این کدها که در متن مقاله تشریح شدند، هر قلم کالا را در زنجیره تأمین به صورت یکتا شناسایی می‌کنند.
راه حل EPC برای اخذ داده‌ها، استفاده از تکنولوژی RFID است و بالاخره راه حل EPC برای تبادل داده‌ها استفاده از شبکه EPCglobal است. این شبکه به همراه شرکای تجاری امکان اخذ و به اشتراک‌گذاری داده‌های همه اقلام تجاری را به صورت خودکار فراهم می‌سازد. شبکه EPCglobal منجر به در اختیار داشتن اطلاعات به هنگام در هر مرحله از زنجیره تأمین می‌شود.
در پایان لازم به ذكر است این نوشتار، همه آنچه می‌بایست در خصوص EPCglobal بيان شود نیست. اميد است در آینده محتوای کاملتری در این خصوص تولید و ارائه شود.

معرفی تکنولوژی RFID

 

1- مقدمه

سيستم شناسايي مبتني بر فركانس راديويي (RFID)، يك ابزار شناسايي خودكار در كنار ساير سيستم‌هاي شناسايي خودكار نظير باركد است كه داراي قابليتهاي متعددي همچون كنترل بهينه و موثر موجودي در زنجيره تامين مي‌باشد. در چند دهه اخير سيستم باركد به عنوان فناوري پيشگام در زمينه سيستم‌هاي شناسايي خودكار شناخته شده است. اما اكنون اين وضعيت تغيير پيدا كرده و امروزه ديگر شركت‌ها راه‌حل‌هاي مبتني بر RFID را ارائه مي‌دهند. امكان اتصال كد شناساننده به اشياء فيزيكي و دسترسي آسان به هويت اشياء – كد شناساننده – از طريق ابزارهاي شناسايي خودكار، موجب شكل گيري شبكه‌اي از اشياء با هويت ديجيتال گرديده است. ديگر بايد شاهد حضور اشياء در فضاي اينترنت بود. اشيائي كه داراي هويت ديجيتال بوده و با زبان سيستمي مي‌توان با آنها صحبت كرد. در اين شبكه اشياء فيزيكي بايكديگر ارتباط بر قرار مي‌كند و مي‌توان با تعريف مجموعه‌اي از قواعد و قوانين ، اين ارتباطات را مديريت نمود. خودكار سازي فرايند سفارش، كنترل دقيق فرايندها، خودكارسازي فرايندها، كنترل بهينه موجودي، مديريت لجستيك كالا، مديريت موثر رويدادهاي زنجيره و… مجموعه‌اي از فوايد بكارگيري سيستم‌هاي RFID در دنياي تجارت خواهد بود.
امروزه بسياري از كنترل‌ها و مراقبت‌ها را با بهره‌گيري از سيستم‌هاي RFID مي‌توان خودكار نمود. ديگر نيازي نيست در داروخانه‌ها نگران مجاورت داروهاي اثر كننده بر يكديگر بود. سيستم‌هاي RFID مانع وقوع اين امر مي‌شوند. با استفاده از سيستمهاي RFIDمي‌توان شرايط محيطي كالاهاي حساس را كاملاً رصد نمود و از برقراري شرايط خاص در محيط پيراموني كالا اطمينان حاصل نمود. در فروشگاه‌ها، ايستگاه‌هاي كنترل و پرداخت حذف مي‌گردند و سيستم‌هاي RFIDاز طريق ارتباط با تگ RFID متصل بر روي كارت اعتباري مشتريان و كالاهاي خريداري شده، فرآيند خريد را كاملاً خودكار مي‌سازند .
مي‌توان با بهره‌گيري از قفسه‌هاي هوشمند در فروشگاه‌ها، مشتريان را دريافتن كالاهاي مورد نيازشان ياري نمود و كالاهاي مرتبط با كالاي انتخابي توسط مشتري را به او معرفي نمود و عوارض مصرف آن كالا را به مشتري هشدار داد.
موارد فوق تنها بخشي از كاربردهاي قابل تصور براي سيستم‌هاي RFIDاست. بخشي از اين كاربردها هم اكنون در تعدادي از شركتها و كمپاني‌ها پياده‌سازي شده است. توسعه تكنولوژي نيمه هادي‌ها و ريز پردازنده‌ها موجب كاهش هزينه سيستم‌هاي RFIDشده است و اين امر نويد فراگيري و گسترش سيستم‌هاي RFIDرا در آينده‌اي نزديك مي‌دهد.

2- تاريخچه سيستم‌های RFID

تاكنون پيشرفتهاي خوبي در اين حوزه صورت گرفته است و همچنان شاهد فعاليت‌هاي تحقيقاتي براي توسعه كاربردهاي اين تكنولوژي هستيم. كارشناسان پنج دوره زماني را براي سيستم‌هاي RFID قائل هستند. اين دوره ها عبارتند از:

  •  انحصار
  •  پذيرش
  •  بنگاه‌هاي مبتني بر RFID
  •  صنايع مبتني بر RFID
  •  شبكه اشياء

2-1- انحصار

پيدايش اولين سيستم‌هاي RFID تقريباً به 7٠ سال پيش باز مي ‌گردد. در ابتدا به جهت قيمت بالاي ترانزيستورها و چيپ هاي الكترونيكي، بهاي سيستمهايRFID بسيار گران تمام شده و تنها در انحصار شركتهاي محدودي بود .هزينه بالاي اين تكنولوژي موجب مي گرديد كه شركتها از آن تنها براي ردگيري اقلام با ارزش و گران قيمت استفاده كنند . از كاربردهاي معمول RFID در اين دوره، مي ‌توان به ردگيري واگن هاي قطار اشاره نمود . در دهه 70، توسعه تكنولوژي نيمه هادي ها، كاهش قيمت تجهيزات RFID را به‌همراه داشت . در اين دهه تعدادي از توزيع كنندگان بزرگ شير، از اين تكنولوژي براي ردگيري شيشه هاي شير استفاده مي كردند. در دهه ٨٠ ميلادي، براي اولين بار از سيستمهاي RFID در خطوط مونتاژ خودرو استفاده مي‌شد. كاربردهاي سيستمهاي RFID در اين دوره بسيار محدوده بوده و به دليل عدم يكپارچگي و اتصال سيستم‌هاي اطلاعاتي در سطح زنجيره، تمركز سيستم‌هاي RFID بر درون بنگاه بود.

2-2- پذيرش

در اواخر قرن بيستم با گسترش شبكه هاي كامپيوتري و تداوم كاهش قيمت نيمه هادي‌ها، تحولي شگرف در تكنولوژي RFID صورت گرفت. تگ‌هاي RFIDبا بهاي چند سنت به بازار آمد و انحصار سيستم‌هاي RFID شكسته شد. در اين دوره شركت‌هايي چون وال مارت و تسكو شروع به استفاده از تگ‌هاي RFIDبراي شناسايي كالاهاي خود نمودند. در اين دوره بنگاه‌ها درك درستي نسبت به مزاياي استراتژيك سيستم‌هاي RFID نداشتند. لذا از روي اضطرار تنها به پياده سازي سيستم‌هاي RFID در حوزه لجستيك و حمل و نقل خود مي پرداختند.

2-3- بنگاه‌های مبتنی بر RFID

با رشد و توسعه تكنولوژيRFID و آشنايي بنگاه ‌ها با مزاياي استراتژيك سيستم‌هاي RFID، اشتياق فراگيري در ميان بنگاه ها براي بهره گيري از سيستم‌هاي RFID در كليه بخش‌ها و واحدهاي سازماني شكل گرفت. در اين دوره سيستم‌هاي RFID از حوزه لجستيك و حمل و نقل به سمت فرآيندهاي دورن سازماني همچون توليد، كنترل، انبار و … توسعه يافت. تگ‌هاي مجهز به سنسور، تحولي شگرف در حوزه سيستم‌هاي RFID ايجاد نمود. بدين طريق مي‌توان شرايط و سوابق محيطي كالا را كاملاً رصد نمود. كالاهاي مجاور يك كالا و بسياري پارامترهاي ديگر را مي‌‌توان از طريق تگ‌هاي مجهز به سنسور كنترل نمود . پيدايش انواع متنو‌عي از دستگاه‌هاي خواننده با كاربردهاي مختلف موجب گسترش كاربرد سيستم‌هاي RFID در سطح فرآيندهاي درونِ سازمان شد.

2-4- صنايع مبتنی بر RFID

با رفع نگراني‌هاي امنيتي موجود در سيستم‌هاي RFID مي‌توان در آينده‌اي نزديك شاهد يكپارچگي سيستم‌هاي RFID در سطح زنجيره تامين بنگاه‌ها بود . در اين دوره استانداردها، شبكه‌هاي اطلاعاتي، توافقات تجاري، مكانيزم‌هاي امنيتي و ساير ابعاد سيستم‌هاي RFIDبه نقطه‌اي مي‌رسد كه شركتها ديگر نگراني در رابطه با اشتراك و يكپارچگي سيستم‌هاي RFID ندارند.

2-5- شبكه اشياء

با تداوم روند توسعه سيستم‌هاي RFID و كاهش هزينه‌هاي آن، شاهد به‌كارگيري اين سيستم‌ها در كاربردهايي غير از كاربردهاي نظامي و تجاري خواهيم بود .افراد مي‌توانند به‌ راحتي در منازل خود براي كنترل كالاها و اشياء خود از اين سيستم‌ها استفاده نمايند. فرآيندهاي كاري در سازمانها، ادارات، فروشگاه‌ها كاملا مبتني بر سيستم‌هاي RFIDخواهد شد . در اين شرايط اين باور بر‌اي عموم مردم شكل مي‌گيرد كه هر كالا در كنار و يژگي‌هايي مثل رنگ، جنس و … ، داراي يك ويژگي به نام كد شناساننده مي‌باشد كه آن كالا را از ساير كالاها متمايز مي‌سازد . سيستم‌هاي كدگذاري امكان اختصاص كدهاي منحصر بفرد را براي اقلام فراهم مي‌كنند. اين كد شناساننده، هويت ديجيتالي كالا را تشكيل مي‌دهد و كالا در دنياي الكترونيك با اين كد شناخته مي‌شد. اشياء از طريق هويت ديجتالي خود به شبكه متصل مي‌‌شوند. اين هويت ديجيتالي در شركت سازنده به كالا اختصاص داده مي‌شود و در تمام دوره عمر محصول همراه آن مي‌باشد. افراد مي‌توانند از طريق هويت ديجيتالي به كالاي خود در هر نقطه ‌اي كه باشد دسترسي پيدا كنند.
آنچه كه ما در مورد آينده سيستم‌هاي RFID مي‌دانيم بسيار اندك است .دانسته‌هاي ما نسبت به آينده اين سيستم‌ها به همان ميزاني است كه ما در مورد آينده صنعت الكترونيك اطلاع داريم.

3- مشخصه های فنی سيستم‌های RFID

سيستم‌هاي RFID هر چند به عنوان نسل جديدي از تكنولوژي‌هاي شناسايي خودكار معرفي مي‌گردند، اما نمي توانند به عنوان جايگزيني براي آنها به شمار آيند . چرا كه هر يك از فناوري‌هاي شناسايي خودكار ، داراي نقاط قوت و ضعفي است كه حسبِ شرايط اهميت پيدا مي‌كنند. شركتها ديگر عموما به ارائه سيستم‌هاي مبتني بر RFID مي‌پردازند و از تگ ها و آنتن‌ها ي مختلف براي رسيدن به اين منظور خاص استفاده مي‌كنند . نرم افزاري كه با سيستم مورد نظر كار مي‌كند كاملا به مورد خاص آن كاربرد بستگي دارد و بايد به صورت سفارشي تهيه شود. سيستم RFID مشتمل بر اجزاي ذيل مي باشد:

  •  تگ
  •  دستگاه خواننده
  •  ميان افزار

3-1- تگ RFID

تگ، بخشي از يك سيستم RFIDاست كه داده‌ها بر روي آن ذخيره مي‌شوند و از سه بخش چيپ ، آنتن و لايه محافظ تشكيل شده است. در يك سيستم RFID، تگ عنصري است كه بر روي اشياء نصب مي‌گردد و از طريق مكانيزمي كه در ادامه شرح داده خواهد شد، با دستگاه خواننده ارتباط برقرار مي‌كند. تگ‌هاي RFID به لحاظ روش تامين توان الكتريكي مورد نياز، به انواع زير دسته بندي مي‌شوند:

3-1-1- تگ غيرفعال

اين تگ‌ها، بدون يك منبع نيروي خارجي عمل نموده و نيروي لازم خود را از خواننده دريافت مي‌كنند. در نتيجه اين تگ‌ها بسيار سبكتر، ارزانتر و داراي عمري بيش از تگهاي فعال مي‌باشند.

1شكل 1- نمایی از تگ RFID غيرفعال

3-1-2- تگ فعال

از طريق يك باتري داخلي تغذيه شده و به طور معمول قابل نوشتن و خواندن مي‌باشند و حجم حافظه آن متناسب با نيازمندي‌هاي سيستم متغير است. قابليت ذخيره سازي مستقيم اطلاعات مورد نياز بر روي تگ، نياز به پايگاه مركزي را براي دسترسي به اطلاعات مرتفع مي‌سازد.

2شكل 2- نمايی از تگ RFID فعال

3-1-3- تگ هوشمند

3-1-3-1- تگ هايی با قابليت خواندن/ نوشتن (RW)

در اين نوع تگ ها امكان ذخيره حجم بالايي از اطلاعات وجود دارد. علاوه بر خواندن اطلاعات آنها، امكان نوشتن اطلاعات، و تغيير و حذف آنها به دفعات نامحدود نيز وجود دارد. اين نوع تگ ‌ها از انعطاف بالايي برخوردار هستند.

3-1-3-2- تگ های فقط خواندنی

تگي است كه فقط امكان خواندن اطلاعات از آن وجود دارد و نمي توان اطلاعات موجود در آن را تغيير داد .اين نوع تگ‌ها همانند كدهاي ميله‌اي معمولاً با حجم اندكي داده، نظير شماره سريال و يا شماره قطعه كه به صورت ثابت فقط يك مرتبه ، توسط يك توليدكننده برنامه ريزي مي گردند.

3-1-3-3- تگ هايی با ويژگی يك مرتبه نوشتن و چندين مرتبه خواندن

اين نوع حافظه‌ها همانند حافظه هاي فقط خواندني مي باشند كه با حجم اندكي از اطلاعات ثابت برنامه ريزي مي شوند و امكان تغيير اطلاعات موجود براي يك مرتبه در اختيار كاربر گذاشته مي شود. از اين نوع حافظه ها مي توان در خطوط مونتاژ و براي ثبت تاريخ و يا مكان توليد، استفاده كرد.

3شكل 3- ارتباط تگ ار.اف.ای.دی با دستگاه خواننده

سناريوي ارتباط ميان تگ و دستگاه خواننده بدين شكل است كه دستگاه خواننده در ابتدا يك سيگنال با فركانس مشخص در محدودة عمل خود، ارسال مي‌كند. تگ هاي RFID حاضر در آن محدوده از طريق آنتن خود ، سيگنال مورد نظر را دريافت نموده و با عبور سيگنال از مداري مشخص كه در داخل تگ تعبيه گرديده است، توان مورد نياز براي ارسال سيگنال به سمت دستگاه خواننده را ايجاد مي‌كنند. سپس تگ RFID اطلاعات درخواستي را با يك فركانس از پيش تعيين شده، براي دستگاه خواننده ارسال مي‌كند .

3-2- دستگاه خواننده

دستگاه خواننده بخشي از يك سيستم ار.اف.اي.دي است كه با برقراري ارتباط با تگ، داده ذخيره شده در آن را مي‌خواند . يك دستگاه خواننده از آنتن، ماژول مديريت دادها و پورت تشكيل شده است كه از طريق اتصال به يك سيستم كامپيوتري – پورت – ارتباط ميان سيستم اطلاعاتي و تگ ها را برقرار مي‌كند. انواع دستگاه هاي خواننده ها به شرح زير مي باشد:

  •  دستي
  •  قابل حمل
  •  ثابت

4شكل3- دستگاه خواننده RFID

3-3- ميان افزار

ميان افزار بخشي از يك سيستم RFIDاست كه وظيفه پردازش داده‌هاي خام حاصل از تبادل ميان خواننده و تگ را برعهده دارد به نحوي كه داده‌ها را فيلتر نموده و به واحدهاي مربوطه ارسال مي‌كند. سرعت عمل اين ماژول در عملكرد سيستم هاي RFID بسيار تاثير گذار است. در برخي از سيستم‌هاي RFIDدر هر دقيقه بيش از ١٠ بار ميان يك دستگاه خواننده و يك تگ RFIDتبادل داده صورت مي‌گيرد و حاصل آن كه مجموعه اي از داده‌هاي خام است براي پردازش به سمت ماژول ميان افزار ارسال مي‌گردد. در سيستمي كه تعداد زيادي تگ RFIDوجود دارد، اطلاعات ارسالي به سمت ماژول ميان افزار حجم زيادي دارد و هرگونه اختلال در عملكرد اين ماژول، عملكرد كل مجموعه را تحت الشعاع خود قرار مي‌دهد . بعنوان مثال فروشگاهي را در نظر بگيريد كه داراي ١٠٠ قفسه و هر قفسه از ١٠ طبقه تشكيل شده است. اگر در هر طبقه ۵٠ كالا قرار گرفته باشد، مجموع كالاهاي موجود در فروشگاه به پنجاه هزار عدد مي‌رسد. نرخ ارسال ١٠ پيام در دقيقه براي هر كالا توسط دستگاه خواننده RFID موجب شكل‌گيري پانصد هزار پيام اطلاعاتي در دقيقه مي‌گردد كه پردازش اين اطلاعات بر عهده ميان افزار مي‌باشد. در سيستم‌هاي بزرگتر وضعيت به مراتب پيچيده تر خواهد شد.

4- به‌كارگيری سيستم‌های RFID

در زنجيره هاي تامين، كاربردهاي متنوعي از سيستم‌هاي RFID قابل تصور است. اين كاربردها داراي نيازمندي‌ها و مشخصاتي مختلف و در پاره‌اي از موارد متعارض هستند. بر اين اساس تنوع وسيعي از ابزارهاي RFIDشكل گرفته است. برخي از ويژگي‌هاي ابزارهاي RFIDعبارتند از:

  •  برد تبادل داده
  •  نرخ تبادل داده
  •  عمر ابزار
  •  هزينه ابزار
  •  حجم داده ذخيره شده در فضای تگ
  •  اندازه فيزيكی
  •  قابليت سيستم براي ارتباط با چندين تگ به طور همزمان
  •  ثبات سيستم به هنگام وقوع اختلالات محيطی

موارد فوق تنها بخشي از ويژگي‌هايي است كه در مورد ابزارهاي RFID بايد مدنظر قرار گيرد. هنگام طراحي و پپاده سازي سيستم‌هاي RFIDبر اساس حوزه كاربرد آن، بايد اقدام به تهيه ابزارهاي RFIDنمود. يك دسته بندي از سيستم‌هاي RFID براساس ويژگي‌هاي فوق به قرار زير مي‌باشد:

4-1- سيستم بسته

در اين سيستم تگ‌هاي مورد استفاده براي يك كالا، نسبتا دائمي هستند. تگ‌ روي كالايي زده مي‌شود كه به دست مشتري رفته و مجددا عودت داده مي‌شود مانند سيلندر گاز مايع، كتاب كتابخانه و هر جايي كه اموال در يك چرخه حركت مي‌كنند. ويژگي مهم در اين سيستم استفاده از تگ‌هاي با عمر طولاني مي‌باشد و همچنين توانايي آنها براي قرار گرفتن در شرايط سخت. ارائه كننده چنين سيستمي مي‌بايست از تگهايي استفاده نمايد كه در يك چرخه طولاني رضايت مشتري خود را برآورده نمايد.

4-2- سيستم باز

در اين سيستم شيء مورد رديابي قابل برگشت نمي‌باشد لذا تگ بعد از مدتي از بين مي‌رود، مانند بسته هاي پستي، پارچه، مواد غذايي و اجناس مغازه‌هاي مختلف. در اين سيستم، قيمت نقش تعيين كننده را دارد. همانطور كه پيشتر اشاره گرديد، تكنولوژي RFIDبا تمام ويژگيهاي منحصر بفردي كه از آن برخوردار است، نمي تواند جايگزيني براي ساير ابزارهاي شناسايي خودكار باشد. در جدول زير، ويژگيهاي ۴ نوع از ابزارهاي شناسايي خودكار با يكديگر مقايسه شده است.

5جدول 1- مقايسه تكنولوژيهای شناسايی خودكار

5- پياده سازی سيستمهای RFID

اولين مرحله در راه اندازي يك سيستم RFID برنامه‌ريزي است. در اين مرحله بايد توجه كرد كه حوزه كاري به‌درستي شناخته شود. پنج مرحله اساسي در برنامه ريزي براي راه اندازي يك سيستم RFIDوجود دارد:

  •  تحليل كاربرد: شامل منطق و دلايل استفاده از اين تكنولوژي و چگونگي استفاده از RFIDدر صنعت مورد نظر.
  •  تدوين سياست كلي: فركانس‌هايي مورد استفاده در RFIDتعيين مي‌گردند. امواج راديويي در فركانس ‌هاي مختلف رفتارهاي متفاوتي دارند، بنابراين بايد فركانس مناسب كار را تعيين نمود.
  •  تجزيه تحليل سود و هزينه
  •  ارائه يك برنامه زمان بندي براي اجراي سيستم و تخصيص مسئوليتها.
  •  مديريت تغييرات و تاثيرات ناشي از اجراي اين سيستم.

يكي از نكات اساسي قبل از راه اندازي يك سيستم RFIDشناسايي همه بخش‌هايي است كه از اجراي RFIDتاثير مي‌پذيرند. براي شناسايي اين حوزه‌ها اجراي مراحل زير توصيه مي‌شود:

  •  فرآيند كاري خود را بر روي يك نماي گرافيكي نمايش داده و نقاطي از نقشه كه RFIDباعث بهبود آنها مي شود را مشخص كنيد.
  •  نقاطي كه براي اجراي RFID بايد زيرساختهاي فيزيكي سازمان را تغيير داد، مشخص كنيد.
  •  وضعيت فعلي سيستم و تكنولوژي بخش فناوري اطلاعات خود را مشخص كنيد و تعيين كنيد كه چه نقاطي بايد تغيير كنند يا چه چيزهايي بايد به زير ساخت فناوري اطلاعات اضافه شوند تا RFID اجرايي شود.
    انجام سه مرحله فوق براي انتخاب نقطه شروع كار، طراحي يك برنامه بلند مدت، انتخاب نيروي كار مناسب و خريد نرم‌افزار و سخت افزار مناسب است. در حين بررسي اين سه مرحله همواره بايد به نكات زير توجه داشت:
  •  پس از اجراي كامل RFIDبه چه فايده‌اي مي‌رسيم
  •  اجراي RFIDچگونه با اهداف مديريتي سازمان مطابقت و هم راستايي دارد.
  •  اگر يك شر يك كاري داريم، آيا آنها هم از اجرا ي RFIDاهداف مشابه ما را دنبال مي كنند.

مهم نيست كه چه كسب و كاري داريد، هر چه باشد مي توانيد آن را به صورت يك جريان كاري نشان دهيد. اطمينان حاصل نماييد كه پروسه كاري فعلي را به طور كامل مورد بررسي قرار داده‌ايد. بيشترين مزيت كاربرد RFID بهره‌وري است كه در فرآيند كسب وكار ايجاد مي‌كند. بنابراين اجراي RFID بدون تغيير در پروسه‌هاي كاري فعلي تنها هزينه اضافي را به سازمان تحميل مي‌كند. به همين دليل پس از ترسيم پروسه كاري فعلي بايد نقاط حساسي را كه اين تكنولوژي باعث تغيير و بهبود آنها مي شوند را مشخص كنيد. براي اين منظور توجه به نكات زير مي تواند راهگشا باشد:
1- بررسي نقاطي كه انجام كار با حذف دخالت انسان امكان پذير مي باشد.
2- بررسي نقاطي كه با تغيير در آنها مي‌توان خطاهاي ناشي از اشتباه نيروي كار در شمارش و وارد كردن داده ها را كاهش داده و يا حذف كرد.
3- بررسي نقاطي كه امكان بهره گيري از ضبط بلادرنگ داده وجود دارد. اين مساله به خصوص در زنجيره‌هاي تامين و براي كاهش اثر شلاقي موثر است.
4- بررسي نقاطي كه اقلام بايد يك پروسه مشترك وقت گير را پشت سر بگذارند. در اين مواقع تكنولوژيRFID همگام با سيستمهاي تصميم‌گيري خودكار ديگر، امكان صرفه جويي در زمان و هزينه را فراهم مي‌كند.

در مورد زيرساختارهاي فيزيكي بايد مشخص كرد كه در چه مكان‌هايي قرار است تگ RFID خوانده شود و بر اين اساس چگونه بايد اين زيرساختارها را تغيير داد. در اين راستا توجه به نكات زير مي‌تواند راهگشا باشد:

  •  سخت افزار جديد
  •  نحوه نصب منبع تغذيه
  •  نحوه فرستادن داده هاي خوانده شده به يك بانك اطلاعاتي مركزي
  •  چه چيزهاي را بايد تگ بزنيم و چگونه و در چه محلي اين كار انجام مي شود.
  •  در حوزه ي كاربرد كه پيشتر شرح آن گذشت چه نيازهايي وجود دارد.
  •  شناسايي سيستم‌هاي مختل كننده

6

از نكات ديگري كه در اين راستا بايد به آنها توجه نمود بحث انتخاب عواملي نظير فركانس، دقت و سرعت تبادل داده ‌ها مي‌‌باشد. بايد اين موضوع را مد نظر قرار داد كه اغلب نمي‌توان همه عوامل را در حالت بهينه انتخاب كرد، بنابراين ابتدا بايد تعيين كرد كه كدام يك از عوامل داراي بيشترين اهميت مي‌باشند و بقيه عوامل را با در نظر گرفتن عامل اصلي انتخاب نمود.

7جدول 2- ويژگی های فركانس‌های مختلف درRFID

6- نمونه‌های كاربرد سيستم‌های RFID

امروزه با با توسعه سيستم‌هاي RFIDكاربردهاي بيشماري براي اين تكنولوژي قابل تصور مي‌باشد. بخشي از اين كاربردها هم اكنون در تعدادي از برخي صنعت‌ها پياده سازي شده است كه در ادامه به مرور تعدادي از آنها مي پردازيم.

6-1- كاربرد RFID در صنعت فرش

6-1-1- مشخصات ار.اف.ای.دی

برچسب هايي كه در آنها از RFID استفاده شده و در صنعت فرش به كار مي‌آيد از ريزپردازنده خاصي درست مي‌شوند كه يك آنتن همراه با يك ورقه خيلي نازك از جنس پت دارد كه به آن متصل است. هر تگ RFIDشماره كد يا شماره شناسه يكتايي دارد كه توسط يك دستگاه خواننده كه نوعي ربات كوچك است از فاصله ١٠ سانتي متري خوانده مي‌شود. نيروي لازم براي خواندن شماره شناسه تگ توسط ربات تامين مي‌شود كه مشخص مي‌كند RFID از نوع غير فعال است.
ارتباط اين تگ هاي RFIDدار با شبكه هوشمند طوري است كه بتواند حركات را رديابي كرده و به محرك ‌ها پاسخ دهد. شبكه اي از چيپ‌ها كه در پارچه به كار گرفته مي‌شود چك برد نام دارد و اين شبكه قادر به نمايش درجه حرارت، فشار، لرزش و حركات در محيط است. امروزه اين نوع پارچه در ساختمان سازي نيز به كار گرفته مي‌شود. در شبكه ذكر شده هر چيپ با ۴ عدد چيپ ديگر در همسايگي خود در ارتباط است و قابليت انتقال اطلاعات را دارا مي‌باشد. پارچه ميتواند به هر اندازه و شكلي بريده شود و در صورت خرابي مسير اطلاعاتي، مسيري ديگري فعال مي‌شود. در زير نمايشي از اين نوع پارچه هوشمند وجود دارد.
تگ هاي RFIDدار كه به صورت پنهان در فرش به كار گرفته مي شوند، در ساختار بنيادي فرش به كار رفته است. اطلاعات به صورت الكترونيكي خوانده مي‌شوند كه اين امر كمك به انتقال اطلاعات و كنترل هر چيزي كه در بين آنهاست مي‌كند. نرخ انتقال اطلاعات ١٣.۵۶ مگا هرتز است. همچنين سطح تختي متشكل از سيم آنتن، هاديهاي فلزي و يك ريزپردازنده نازك از جنس سيليكون در فرش قرار مي‌گيرد كه با راه رفتن از بين نمي‌رود در مقابل حرارت و ضربه مقاوم است.

6-1-2- الگوهای توزيع تگ های RFIDدر فرش

دو نوع توزيع تگ در فرش وجود دارد كه در زير به تعريف هريك از آنها مي پردازيم
الف ) توزيع تصادفي از نوع يكنواخت : تگ ها بطور منظم ولي بطور تصادفي در يك فضاي مشخص چيده مي‌شوند.
ب ) توزيع منظم: تگ ها با الگوي خاصي چيده مي‌شوند اما با يك كد يا شماره شناسه تصادفي همراه هستند كه به صورت‌هاي زير تعريف مي‌شوند.
– الگوي شبكه‌اي: شبكه با يال d ، به طوري‌كه هر تگ با چهار تگ ديگر و با طول همسايگي d فاصله دارد.
– الگوي مثلث متساوي الاضلاع: هر تگ با 6 تگ در همسايگي خود و با فاصله d قرار مي‌گيرد.
ج ( توزيع متراكم تگ در مقابل توزيع كم تراكم
– ميزان تراكم تگ RFIDدر فرش بستگي به تكنولوژي قرار گرفتن RFID در بنيان فرش دارد.
– به درجه اي ازتحليل تداخل و تعداد تگ بستگي دارد كه بتواند توسط دستگاه خواننده، خوانده شود.
د) توزيع كم تراكم تگ
اگر تكنولوژي بكارگيري RFIDدر فرش، عدم تداخل در نظر گرفته شود آنگاه مي‌توان تنها از تگ هاي منفك استفاده كرد طوري كه طول خواندن اطلاعات در محدوده مكان مربوطه بتواند آن محل را پوشش دهد. محدوده آنتن تعداد تگ را تعيين مي كند.
ه) توزيع مترام تگ: براي اهداف زير در نظر گرفته مي شود.
– پوشش نقاط كور.
– امكان افزايش تگ با كارگيري سيستم ضد تداخل
– امكان رديابي بيشتر در صورت خرابي تگ ها در بعضي نقاط

6-2- مديريت بار مسافران

در دسامبر سال ٢٠٠۴ همايشي با شركت اعضاي ياتا و با هدف زمينه سازي براي كاربرد فناوري اطلاعات در شركت‌هاي هواپيمايي در خاورميانه برگزار گرديد كه عمده توجه خود را بر تسهيل امور صنعت هواپيمايي معطوف نمود. پروژه سوم اين مجمع با عنوان شناسايي و كنترل بار و اثاثيه مسافران با استفاده از سيستم هاي RFIDبه اعضاء معرفي شد. هدف از بكارگيري سيستم‌هاي RFID بهبود مديريت و سازماندهي فرآيندهاي مختلف ادارة بار، نظير جداسازي، دسته بندي و حمل و نقل اثاثيه مسافران و جلوگيري از خسارات احتمالي يا مفقود شدن اين محموله ها مي‌باشد . در عين حال بكارگيري سيستم RFIDموجب كاهش هزينه‌هاي شركت‌هاي هواپيمايي و ارتقاء سطح خدمات ارائه شده به مشتريان مي‌گردد.
استفاده از RFIDدر مديريت بار مسافران سبب كاهش خسارات احتمالي يا فقدان بار و اثاثيه مسافران مي‌گردد و در عين حال فرودگاهها، سيستمهاي سريعتر و ارزانتري را در مديريت و سازماندهي هندلينگ بار در اختيار خواهند داشت. از سوي ديگر هزينه‌هاي شركتهاي هواپيمايي در امور هندلينگ بار نيز به ميزان قابل توجه ي كاهش پيدا مي‌كند و در عين حال امنيت محموله‌ها و اثاثيه مسافران ارتقاء و زمان مورد نياز براي انجام امور شناسايي و كنترل بار و اثاثيه به حداقل خواهد رسيد.

8

6-3- مديريت دام و گوشت

به جرات مي توان گفت، يكي از قديمي ترين كاربردهاي سيستم‌هايRFID، رديابي و كنترل حركت حيوانات اهلي بوده است. امروزه به صورت يك جريان كاملاً متداول، حيوانات اهلي بوسيله كپسولهاي قابل تزريق و يا تگ‌هاي قابل اتصال به بدن حيوانات، رديابي مي‌گردند . اين تگ‌ها به منظور شناسايي حيوانات اهلي گم شده، مراقبت و نگهداري پيشينه درماني حيوانات اهلي به‌كار گرفته مي‌شوند. البته اين فناوري درسالهاي اخير در صنايع كشاورزي و دارويي نيز كاربرد وسيعي پيدا كرده است. اطلاعات مربوط به حيوانات اهلي، مواد غذايي و دارويي براي سلامتي مردم مي‌تواند بسيار مفيد باشد.

6-4- كنترل ورود و خروج وسايط نقليه

يكي ديگر از كاربردهاي بسيار شايع سيستم‌هايRFID ، كنترل ورود و خروج وسايط نقليه در اماكني است كه داراي سطوح امنيتي بسيار بالايي مي‌باشند. اين سيستم با چسباندن يك تگ RFID بر روي وسيله نقليه و قراردادن كليه اطلاعات مربوط به وسيله نقليه در حافظه آن پياده‌سازي مي‌گردد. پيش از رسيدن وسيله نقليه به در ورود و خروج، ماشين از محلي كه در آن يك خواننده RFIDجهت دريافت اطلاعات تگ الصاق شده بر روي وسيله نقليه نصب گرديده است، عبور مي كند. دستگاه خواننده اطلاعات موجود بر روي تگ را بازخواني مي‌كند و در صورتي كه اطلاعات موجود بر روي تگ، دلالت بر مجوز ورود يا خروج باشد، درب ورود و خروج باز مي‌گردد. در صورت عدم الصاق تگ بر روي وسيله نقليه و يا دلالت اطلاعات موجود بر روي تگ بر عدم ورود و خروج وسيله نقليه، افراد امنيتي مستقر در محل درب ورود و خروج جهت بارزسي وسيله نقليه اقدام مي‌كنند.

6-5- مديريت كتابخانه ها و كتاب های امانی

ازجمله كاربردهاي بسيار جالب سيستم هاي RFIDكاربرد وسيع آن در كتابخانه‌هاي بزرگ مي‌باشد. با چسباندن يك تگ RFID كه كليه مشخصات كتاب در آن ذخيره سازي شده است، بر روي كتاب و قراردادن تعدادي دستگاه خواننده در محوطه كتابخانه مي‌توان از مزاياي ذيل در مديرت كتابخانه بهره گرفت:

  •  جلوگيري از سرقت كتاب هاي موجود
  •  اجراي سيستم خودكار بازگشت و حتي خروج كتاب از كتابخانه
  •  پيگيري و كنترل چيدمان صحيح كتابها در قفسه هاي مربوط به خودشان

9

6-6- موضوعات پزشكی

سيستم‌هاي RFIDدر مباحث پزشكي كاربردهاي بسيار گسترده‌اي دارند. كاربرد اين سيستم‌ها از لحظه ورود بيمار توسط يك دستبند كه كليه اطلاعات بيمار در آن قرار مي‌گيرد، در يك بيمارستان مجهز آغاز مي‌شود. ثبت و ذخيره ساز‌ي اطلاعات بيمار از قبيل نام، آدرس، تاريخ پذيرش، تاريخ بستري، نوع بيماري، پزشك معالج، نوع عمل جراحي و بسياري اطلاعات ديگر در پايين آوردن اشباهات و خسارات جبران ناپذير در مراكز درماني نقش حياتي دارد. همچنين فرار و يا دزديده شدن بيمار از بيمارستان با همين فن آوري تقريباً غير ممكن بنظر مي‌رسيد. جلوگيري از جابجا شدن اطفالي كه تازه بدنيا آمده‌اند از جمله كابردهاي بسيار حساس اين فناوري مي‌باشد. همچنين در محل ‌هاي نگهداري دارو، با چسباندن تگ RFIDمي‌توان از ميزان و تاريخ مصرف داروها به راحتي مطلع شد.

10

7- نتيجه‌گيری

سيستم‌هاي RFID داراي ويژگي‌هاي منحصر به فردي هستند كه مي‌توانند ميلياردها دلار در تجارت فعلي جهان، خصوصا در كشورهاي پيشرفته كه آمادگي براي راه اندازي آن را دارند، صرفه جويي نمايد. طراحي اجراي اين تكنولوژي در سطحي خواهد بود كه خريد و فروش كالا حتي در سطح خرده فروشي كاملا خودكار خواهد شد. از تكنولوژي RFID مي‌توان در صنايع گوناگون از جمله صنعت فرش، صنعت حمل و نقل، صنايع غذايي ازجمله گوشت و فرآورده‌هاي آن، بهداشت و درمان، بانكداري، و در مكان‌هاي عمومي از جمله فروشگاه‌ها، بيمارستان‌ها، كتابخانه‌ها و فرودگاه‌ها بهره گرفت.